الـــرّقـــیـم

استقامت در مسیر انتظار
مشخصات بلاگ
الـــرّقـــیـم

...................... هوالودود .....................

به پاتوق دلدادگی ها و دلباختگی های رئوف
خوش آمدید. این جا، پاتوقی هست برای
افروختن، سوختن و ساختن.

در پاتوق دلدادگی ها، نه حرف اضافه است و نه
جای گزافه. فقط مجالی هست بـرای قلمی
کردن برخی دانسته هـا و ندانسته هـا بر پایـۀ
بایسته هـا و نبایسته هـا. کـه گاهی در لفافـه
می آید و گـاهی در تقابل با جهل و خـرافه.

پاتوق دلباختگی ها نیز، فرصتی هست برای
مغازله و معـاشقه! امـا نه با پـرنسس هـای
بوالهوس و پر از خار و خس! بلکه با معشوقه
های پاک نفس و قدیس های پاکیزه از رجس
و هوس. آن ها که از طهارتِ وجودشان،
عرشیانِ بالانشین، سـر به مغـاکِ خـاک
می سـایند و فرشیانِ خاک آلوده، به مددِ
نفوس شان، بالِ عروج به افلاک می گشایند.

در این پاتوق، روزنـه ای باز است به گلشنِ
اندیشه ها و صدای حنجره ای طنین انـداز
است با بوی بنفشه ها!

فانوس حقایق این پاتوق نیز، با نـگـاهِ سرخِ
شقایق های بزم عشق مأنوس است و با
فرهنگِ سرخِ شهادت، پیوندی دیرینه دارد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این هم ذوق و شــوق و عقیــده و آرمـان
و آرزوی نگارنده با چند بیت شعر:

سحر خیزی:
دریاب اگر اهـل دلی، پیش تر از صبح
چون غنچۀ نشکفته نسیم سحری را

زندگی برای خدا:
شادم به مرگ خود که هلاک تو می‌شوم
با زندگی خــوشم کــه بمیـرم بــرای تو

تلاش:
از مـا ســراغ منــزل آســـودگی مجــو
چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است.

خطر کردن:
آسـودگی، مقـدمۀ خـوابِ غفلت است
کشتی، به موج خیزِ خطر می بریم ما

بار زندگی:
زندگی با هوشیاری زیر گردون مشکل است
تا نگردی مست، این بار گران نتوان کشید

مهدویت:
درین ستمکده، آن شمع تیره روزم من
که انتظارِ نسیم سحر گداخت مرا

عشق:
سر و سامان بدهی یا سر و سامان ببری
قلب من سوی شما میل تپیدن دارد

مرگ سرخ:
درین بساط، به جز شربتِ شهادت نیست
مِی ای که تلخی مرگ از گلو تَوانَد شُست

محرم و عاشورا:
فیض ماه نو، ز شمشیر شهادت می برند
خون، حنای عید باشد کشتگان عشق را

خط شهادت:
گردن مکش ز تیغ شهادت که این زلال
از جویبار ساقی کوثر گذشته است.

امید:
نیستیم از جلوۀ باران رحمت نا امید،
نیمه بذری در زمین انتظار افشانده ایم

و ... و ...

سه شنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۷، ۰۲:۱۰ ق.ظ

اعتراض خاموش!

 

لطفاً تا آخر بخوانید.

 

دهۀ فجر انقلاب اسلامی نزدیک است و 22 بهمن عنقریب از راه می رسد. اما چند نکته و یک تصمیم در این باره:

  • شخصاً از میدان آزادی و جشن های دهۀ فجر خاطرات فراوانی دارم. 35 سال متوالی با امید و افتخار در مراسم 22 بهمن شرکت کردم. شش سال متوالی سوژۀ خبرنگاران بودم تا بعنوان یک جوان در بارۀ انقلاب و آرمان های حضرت امام، حرف ها و دغدغه هایم را مطرح کنم. هرچند که بخشی از حرف هایم همیشه به قیچی سانسور سپرده می شد.
  • سال گذشته دغدغه هایم را واضح تر، شفاف تر و پخته تر از همیشه بازگو کردم. جوری که بخشی از آن ها به عنوان تیکه های برجسته تا چند روز بعد از 22 بهمن از چند شبکه پر بیننده و پر شنونده رادیو و تلویزیون پخش می شد. اما متأسفانه از این مصاحبه های مردمی فقط استفادۀ تبلیغاتی و رسانه ای کردند و بس.
  • خودم شخصاً روند مصاحبه های مردمی دهۀ فجر را پیگیری می کردم و دیدم که خیلی ها بهتر و عمیق تر از من حرف زدند و خواسته های به حقشان را مطرح کردند. اما این خواسته ها و ابراز نارضایتی ها هیچ وقت مفید و مؤثر واقع نشد.
  • سال پیش، در مصاحبۀ خیایانی با دو شبکۀ تلویزیونی خبر و افق و دو شبکۀ رادیویی ایران و جوان، مسائلی را مطرح کردم که به نظرم مهم بودند. مثل: «وادادگی دولت در برابر آمریکا و اروپا، انحراف آشکار از اصول و آرمان های انقلاب، خیانت به دستاورد علمی دانشمندان هسته ای، دروغ و فریب و حاشیه سازی توسط دولت، ناکارآمدی و سوء مدیریت، اقتصاد فشل و افسارگسیخه، لغزش دولت به سمت لیبرالیسم و نظام سرمایه داری، حقوق های نجومی مدیران، ناکارآمدی نظام آموزش و پرورش، تبعیض، رانت خواری، گرانی، بیکاری، مشکلات مسکن، ازدواج» و خیلی چیزهای دیگر.

و اما یک تصمیم:

امسال در مورد راهپیمایی با شکوه 22 بهمن تصمیم دیگری دارم. تصمیمی متفاوت با همۀ سال های عمرم. امسال می خواهم به رفتارهای غیر انقلابی دولت و خیانت هایی که آگاهانه در حق این نظام روا داشته اند، طور دیگری واکنش نشان دهم. می خواهم به اوضاع مصیبت زدۀ کشور که دولت و مجلس هیچ عزمی برای بهبود آن ندارند، به گونه ای دیگر اعتراض کنم. می خواهم به جای شعار دادن در چهل سالگی انقلاب به گوشۀ قبرستان بروم و در سوگ از دست دادن آن همه ایثار و افتخار و امید، اشک ماتم بریزم! هرچند که مطمئنم صدای این اعتراضِ خاموش به گوش هیچ کس نخواهد رسید. به نظر شما این تصمیم چه قدر صحیح یا ناصحیح است؟

 

 

پ.ن:

  1. تقاضا دارم بعنوان یک مسلمان یا یک فرد ایرانی نظر موافق یا مخالف خود را از این پست دریغ نفرمایید، شما برایم مهم است.
  2. در پنج سال سابقۀ وبلاگ نویسی، اولین بار است که رسماً از شما درخواست نظر میکنم. پس لطفاً دریغ نفرمایید.

 

 

 

نظرات  (۲۱)

۲۵ دی ۹۷ ، ۰۹:۰۹ .: مهتاب :.
قبرستان رفتن هم باید هدف داشته باشه. صبح برید راهپیمایی، عصرش یا شب قبلش برید مزار شهدا. و الا صبح روز ۲۲ بهمن به تعبیر شما قبرستان رفتن و گریه کردن، جز نهایت انفعال و ناامیدی، برداشت دیگه‌ای به ذهن من متبادر نمی‌کنه.
پاسخ:
آخه شعور مرده ها از بعضی زنده ها بیشتره!!

متشکرم،
و بسیار موافق.
سلام علیکم

لطفا این سخنرانی رو گوش کنید.

http://dr-abbasi.ir/16925/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c.html

با شرکت در راهپیمایی امید تأثیرگذاری و تغییر ولو به میزان کم در سطح فردی هست. علاوه بر این که بیعت و لبیک به ولی است.

اما در آن اعتراض خاموش شما هیچ کدام این خاصیت ها نیست جز تسکین حال خودتان.

پاسخ:
علیک السلام،
ممنون و سپاس از شما.
قبلاً گوش کرده بودم. با یک قسمتش کمی موافق نیستم. اما در مجموع مطالب خوب و ارزنده ای دارد.

راهپیمایی 22 بهمن برای ما، هم بیعت است، هم لبیک و هم نشاط انگیز. در هر شرایطی پایه ام و افتخار می کنم که در این راه باشم.
اشک ریختن که سودی ندارد
باز هم باید فریاد بود، حتی اگر رسانه ها ما را حذف بکنند
یک انقلابی اگر قلبش هم تیر بخورد باز هم از حنجره اش باید خون بریزد از شدت فریاد عدالت خواهی..
پاسخ:
به به، به این نگاه حماسی و انقلابی.
عالی عالی.

پس وعده گاه ما، 22 بهمن خیابان انقلاب، میدان آزادی
۲۵ دی ۹۷ ، ۱۳:۴۰ انـ ـــار
سلام علیکم
با احترام، بنده مخالف تصمیم تون هستم.
چون به قول خودتان صدای آن اعتراض به گوش هیچ کس نخواهد رسید.

همچنان برای دفاع از انقلاب عزیزمان در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کنیم
ولی اعتراض و مطالبه های مان را فریاد بزنیم...
پاسخ:
علیک السلام.
راستش خودمم با این تصمیم اصلاً موافق نبوده و نیستم!

با نظر شما بسی موافقم. به ویژه که شرایط امسال ما حساس تر از گذشته است...
ناکارآمدی دولت، فریادِ ادامه دار ماست.
سلام
با وجود اینکه کاملا درک میکنم فرمایشتون رو اما با احترام به شما باید عرض کنم موافق نیستم...
بوی ناامیدی میداد این تصمیم شما...
پاسخ:
سلام برادر.
خوشحالم که موافق نیستید. :)
بوی ناامیدی نه، رنگ محک و عملیات روانی دارد این تصمیم!
۲۵ دی ۹۷ ، ۲۱:۱۴ **روشنا **
سلام جناب رئوف
من کاملا احساس شما رو درک میکنم  و به شما حق میدم که مثل بقیه ی اقشار جامعه و مردم از وضع موجود گله مند و ناراضی باشین و صد البته دغدغه مند... اما این نکته رو میخوام یادآوری کنم که ما باید حساب دولت ناکارآمد تدبیر و امید رو از حساب انقلاب و آرمان های انقلاب جدا کنیم... و افق دیدمون رو یکم گسترده تر کنیم و به این مسئله فکر کنیم که انقلاب اسلامی ایران برای کشورهای مظلوم و مستضعف جهان هنوز هم مایه ی امیدواری و انگیزه برای بیداری اسلامی هست و اینکه دشمنان قسم خورده ی این نظام و انقلاب در آرزوی همین سرد شدنها و کناره گیریهای امثال شما هستند... 
یادمون نره برای حفظ این انقلاب و نظام خون هزاران شهید به زمین ریخته و وظیفه ی امروز من و شما حفظ سنگر انقلاب  با وجود تمام ناکاراآمدی ها و بی کفایتی ها هست... تنها به پاس خون شهدا و عشق رهبر فرزانه ی انقلاب امسال هم با شور و غیرت انقلابی در این جشن چهل سالگی شرکت کنید... 
پاسخ:
سلام بر شما.
ممنون و سپاسگزارم.

دقیقاً همین است که شما فرمودید. با تمام وجود موافقم و تا آخر پای انقلابمون می ایستیم...
این وطیفۀ ما و حق بزرگ انقلاب است که چهل سالگی اش را با شکوه هر چه بیشتر برگزار کنیم. ان شاءالله.

سلام.
از عزیزان و همراهان محترمی که لطف کردند و نظر خودشون رو در بارۀ این پست مرقوم فرمودند جداً تشکر می کنم.
از عزیزانی هم که با تأخیر قرار است نظر بدهند، پیشاپیش قدردانی می کنم.
نسبت به سایر دوستانی هم که دوست ندارند نظر بدهند. عرض ارادت دارم.

و اما،
ضمن احترام به جناب آقای ن..ا و خانم های محترم: مهتاب، رهرو، احلام، انار و روشنا، خدمتتون عرضه می دارم که بنا به دلایلی پاسخ کامنت های بسیار خوبِ شما را به چند روز آینده موکول می کنم و یا ممکن است در پست جداگانه ای جواب بدهم.
لطفاً پوزش بنده را پذیرا باشید...
واقعا دو راهی سختی است بله از یک طرف پای انقلاب در میان است که از جان هم برایمان عزیزتر است و از یک طرف هم پای دولتی که هر روز از ان زخم می خوریم
پاسخ:
درود بر آقا حامد عزیز.
اما زخم خوردن و زخم زبان شنیدن برای حفظ انقلاب بسی شیرین است.
نوشمان باد.
۲۷ دی ۹۷ ، ۰۷:۴۹ صحبتِ جانانه
اعتراض خاموش عارفانه ایست
ولی به قول شما صداش به گوش کسی نمی رسه
و اگر صداش بلتد هم بشه، بجای بیدار کردن مسئولین اشراف و اعیان، به درآمدن اشک هم دردان شما منجر خواهد شد ولی نمی دانم استفاده ی سوئی که ازش میشه بکنن رسانه ها جیه...
پاسخ:
به نظر خودم این کار، اعتراض به خود است!
و بر فرض که کسی این کار را بکند، هیچ نفعی برای انقلاب نخواهد داشت. بلکه به قول شما ممکن است آثار سوء هم داشته باشد..

ممنون از همراهی شما.

۲۸ دی ۹۷ ، ۱۲:۵۰ جناب منزوی
سلام رئوف گرامی
باور کنید این دولت در دو دوره، دولت قبل در دو دوره و همینطور قبل تر، مورد نقد قرار می گرفتند و عملاً ما رئیس جمهوری کارآمد نداشتیم در طول پس از جنگ (که دوره ی صلح بود). سانسوری که بهش اشاره داشتید و وضعیت اقتصادی که سال به سال (از گذشته تا به الان) سختر می شود، همه این اتفاق های ریز و درشت باعث عصبی شدن مردم می شود. ما فقط در علم هسته ای و نانو، پزشکی، تسلیحات پیشرفت کردیم
مدارس پولی شدن، خط فقر زیر ۳ میلیون تومنه و حقوق اداره کار ۱۲ میلیون ریال که سهم معلم حق التدریس ۸۰۰ هزار تومن (اگه یه ماه رو کار کنه). مردم ناراضی هستن. و موارد دیگر.
بحث بنده اینه، باید به چه کسی اعتماد کنیم؟
پاسخ:
سلام و درود بر جناب منزوی،
 به نظر من، ما فرصت های خوبی برای سازندگی و رونق و بالندگی کشور داشتیم. اما بقول شما دولت های ناکارآمد ما قدر انقلاب را نشناختند و متأسفانه فرصت ها را تبدیل به آسیب و تهدید کردند.

دولت های ما بعد از جنگ به جای کار کردن، بیشتر حاشیه سازی کردند و هر روز جنجال آفریدند!
با این همه، ما به انقلاب وفادار خواهیم بود و به انقلاب و ارکان اصلی آن اعتماد خواهیم داشت.
انقلاب از ماست و ما هم آموزه های انقلاب را باور داریم...
معروف است که گفته اند: صیانت از انقلاب، از انقلاب کردن دشوار تر است. پس ما ناگزیریم کاری را که امام و شهیدان به دست ما سپرده اند، به آخر برسانیم...

ممنون از همراهی تان منزوی عزیز.
بجای گریه یا باید کاری کرد (اگر از دستت بر میاد) یا برای ظهر منجی دعا...
پاسخ:
برای ظهور منجی، هم کار و هم دعا.
۳۰ دی ۹۷ ، ۱۵:۰۹ آب‌گینه موسوی
سلامٌ علیکم؛
اعظم الله اجورکم!
خب با شناختی که از حضرتِ عالی پیدا کردم، بعید می‌دانم، چنین اتّفاقی رخ دهد ولی بر فرضِ این رخداد، فقط شاید یک واکنشِ شخصی باشد و موجبِ تسکینِ موقّتِ خودتان. 
اگر با این کار در پیِ مطالبات و اثرگذاریِ اجتماعی هستید، بی‌فایده است. البتّه رفتاری نمادین هست ولی به شرطِ حضورِ جمعیّتِ همراه. که در ان صورت هم موجبِ سوء استفادۀ دشمنِ خارجی ست. گرفتاریِ ما یکی دو تا نیست...   
پاسخ:
و علیک السلام.
مأجور باشید ان شاءالله و زیارتتون قبول.
نظر لطف شماست. حقا که شما استادید و خوب تشخیص دادید. هدف این یادداشت این بود که واکنش دوستان را بسنجم و محکی باشد برای تحلیل و ارزیابی افکار عمومی.

فرمودید رفتار نمادین! یادم آمد چندسال قبل، پدر را که بعد از سال ها یکی از همرزمان شهیدش را یافته بود تا استان چهارمحال همراهی کردیم. اونجا در سرمای شدید کنار قبر شهید ایستاد و بیش از نیم ساعت با او حرف زد. شکوه کرد، درد و دل گفت. از حوادث بعد از جنگ. از حال و روز خودش، از اوضاع زندگی و در باره وضعیت فرهنگی و تغییر رفتار مسئولان سیاسی چیزهایی گفت و خلاصه دلش را حسابی خالی کرد که حرف هایش برای ما شنیدنی و جذاب بود.
۰۱ بهمن ۹۷ ، ۱۲:۱۵ نجمه مقیسه
شرکت سمپاشی یاران سبز ارائه دهنده خدمات سمپاشی ، سمپاشی منازل ، سمپاشی موش ، سمپاشی سوسک ، سمپاشی سوسک ریز ، سمپاشی ساس و سمپاشی آفات می باشد. یکی از معتبرترین شرکت های سمپاشی دارای مجوز که در زمینه سمپاشی ، سمپاشی منازل فعالیت دارد ، شرکت سمپاشی یاران سبز است. وجود سوسک ، موش و... در منزل چندان خوشایند نیست و حامل بیماری های گوناگونی هستند. سمپاشی سوسک ، سمپاشی سوسک ریز ، سمپاشی موش ،  سمپاشی ساس از خدمات مجموعه متخصص یاران سبز می باشد.
سلام، حرکت شیک و سمبلیکی هستش ولی خبرنگاری در آنجا نخواهد بود که این اعتراض خاموش را ثبت کنه...
مگه میشه سی و پنج سال راهپیمایی و جشن انقلاب را گرفته باشید و با اختیار خودتون از آرمان ها دفاع کرده باشید اما الان که صحنه بیشتر از قبل نیاز داره ،خالی بگذاریدش!
پاسخ:
سلام.
ولی من مطمئنم اگر دوستان خبرنگار بنده بفمند قصد چنین کاری دارم، اونجا هم رهایم نمی کنند! :)

بله، حق با شماست.
بنده تمام قد در برابر میراث گرانبهای امام و شهیدان والا مقام انقلاب و دفاع مقدس تسلیمم و سر تعظیم و ارادت فرود می آورم...



+البته شاید خبرنگارها ازتون در زمان اعتراض خاموش تان هم مصاحبه بفرمایند.(؟!)
پاسخ:
همینو عرض کردم. 
و چه بسا اعتراض خاموش را به یک شانتاژ خبری تبدیل کنند.


خدا را شاکرم بخاطر داشتن دوستان خبرنگار با معرفت و انقلابی! 
۰۴ بهمن ۹۷ ، ۲۲:۲۲ آب‌گینه موسوی

حتماً لطف دارید و خود استادید. سپاس.

عجب! پدر سلامت باشند و محفوظ، ان‌شاءلله.

پاسخ:
معزز و منصور باشید ان شاءالله.
عه! من دیر رسیدم؟! 
بدبختی اینه که اون مسئولینی که بنا دارید صدای اعتراضتون رو بهش برسونید ، نه تنها از درک حقیقت و مساله ای که مسببش هستن عاجزن، بلکه مبتلا به نفهمی عمدی هستن! اینا راهپیمایی اومدن مردم رو پای خودشون مینویسن و مصادره به مطلوب میکنن، ولله اگر ذره ای شرمنده بشن یا خجالت بکشن! اگر پشت درختا و بوته های گلزار و قبرستون قایمم بشید اونا این رو نشونه عشق مردم به مسئولین حتی تا دم مرگ تعبیر میکنن! 
خودتون و دوستای خبرنگارتون رو به زحمت نندازین!:)
من احتمالا هیچ جا نمیرم. میشینم توخونه.
پاسخ:
دیر نرسیدی دکتر! فقط الفبای قلمتون یه نموره نا مهربون شده!

قبول دارم. ولی ادبشون می کنیم مسئولین پر رو رو...
اونها اگه مرض نفهمی دارن، داغ و درفش معالجه هم دست خداست... 
ماهم نسل انقلابیم. بلدیم چه جوری روسیاهی را به زغال مسئولین بچسبانیم. بلدیم چه جوری روی خجالتشان را سیاه کنیم... راحتشون نمی ذاریم. غلفتی پوست از کلّه شون می کَنیم.!
فقط کمی صبوری می خواد... 
نه، فقط سلام یادم رفت. 
الان چندساله دارم همینا رو از حزب اللهی ها و بچه های انقلاب میشنوم. به نظرم این مسکن و امیدهای بی پشتوانه جواب نمیده، یعنی دیگه جواب نمیده. تا میپرسی چرا هیچ برخوردی با متخلف صورت نمیگیره، نه برخوردی، نه بازخواستی، نه تغییری حتی.. همش همین رو میگن حالا صبر کن ببین چی میشه! قراره ال بشه، بل بشه، قراره از شر مدیرای فاسد خلاص بشیم، قراره کیسه های شن رو از بالن انقلاب جدا کنیم تا اوج بگیره.. قراره قراره قراره.. بسه بابا جان. کاش میدونستید همین امیدواهی دادن ها چقدر برای مخاطبی که صدبار اینا رو میشنوه و بعد هییییچ اتفاق مثبتی رو نمیبینه حتی به اندازه یه کور سو، چقدر سخت و کشنده است. 
من تحلیلهای شما رو قبول دارم، خودتون خوب میدونید . اما توجیهاتتون رو نع. اگر این امید دادن بخشی از استراتژی که قراره درپیش بگیریم تا بچه های حزب اللهی دلمرده و نا امید نشن، باید بگم نکنید اینکار رو. دیگه جواب نمیده. بیاییم با حقیقت مواجه بشیم یه راه حل پیدا بکنیم، ما تا مساله رو خوب متوجه نشیم، جواب درخور و درستی هم نمیتونیم براش پیدا کنیم، تا درد رو درست تشخیص ندیم، درمانمون فقط میتونه موقتی و علامت درمانی و مسکن باشه که علایم بیماری رو ماسکه کنه ولی چرک و عفونت بالاخره همه جا رو میگیره و از بین میبردمون.
جمهوری اسلامی ۴۰ ساله داره اشتباهات و نقص های دولتمردانش رو توجیه میکنه، نتیجه: سرعت پیشرفتش کم شده، کلی هزینه مادی و معنوی کرده، پاسوز مدیران فاسد چنبره زده بر میزها شده، نا امیدی از اصلاح رو بر مردمش تزریق کرده، تجربه های تلخ ناشی از نفهمی عمدی مدیران احمقش کمرش رو خم کرده.
 من طرفدار درمان ریشه ای هستم، از دلخوشی دادن بیخود متنفرم، خدا هم متنفره، میگه ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم. اگر این کار رو بکنید، من فلان کار رو براتون انجام میدم! بعد طرف کله گنده جمناست، من دارم از استرس هلاک میشم سیصد برگ تحلیل جمع کردیم با بدبختی ازش وقت گرفتیم رفتیم پیشش که بگه ول کنید این حرفا رو، ما خواب بودیم خدا با طوفان شن آمریکاییها رو شکست داد، امداد غیبی انقلاب رو حفظ میکنه!!! میخواستم بگم عزیزم تو خواب بودی، الانم خوابی، ولی همون وقتا بابای من تو جبهه بیدار بود که امداد غیبی شامل حال شما خوابالوها شد به برکت مجاهدت رزمنده ها... خنگن. همشون خنگن. حتی مدیرای حزب اللهی (نما) هم خنگن. هنوز نفهمیدن تو چه وضعیتی هستیم. 
من فقط میدونم هزینه نا امیدی و دل بریدن نسل وفادار به انقلاب برای نظام خیلی گرون تموم میشه. خیلی خیلی.. کاش.. ولش کن..
 
پاسخ:

:)

آخه امید دادن ها رو که شما بدون پشتوانه می دونید. با صبر و حوصله هم که موافق نیستی! خب من دیگه چی می تونم بگم؟

فقط می تونم بگم، فرمایش شما کاملاً درسته، صد در صد حق با شماست. من همه جوره باهاتون هستم. شما بیفت جلو، ملت انقلابی هم پشت سرتون!

دکتر عزیز! من و شما قبلاً در این باره حرف زده بودیم و نظرم را صراحتاً گفته بودم. بقول خودتون تحلیل بنده رو قبول دارید. فقط توجیهات را نپذیرفتید. چون مطابق مشی آهنین شما نیست!

من هم این جور فهمیدم که شما معتقدید نظام را باید به یک جراحی عمیق و اساسی بسپارند. یعنی باید رئیس جمهور، دولت؛ رئیس مجلس، قوۀ قضاییه، همه رو به صلابه بکشند، شورای نگهبان رو برکنار کنند و احتمالاً بفرستند سینۀ قبرستان، امام جمعه ها و صدا و سیما رو هم رسوای عالم کنند. احتمالاً برای اطمینان و بنا بر احتیاط واجب از صدر تا ذیل نظام را سه مرتبه در آب زمزم بشویند تا خیال همه راحت شود!

خب البته این کارِ خیلی عالیه و یقیناً با ذائقۀ انقلابی من و شما جور در میاد. چون من هم در انتظار تحقق چنین آرزویی هستم و با عقاید شما کاملاً موافقم. اما فکر نمی کنید که این اصلاحات عریض و طویل چه جوری، با چه مکانیزمی و از کجا باید آغاز بشه؟ و چه کسی باید آغازگرش باشه؟ و نتیجه اش چه خواهد شد؟

اگر توقع دارید شخص رهبری این کار را بکند که به نظرم محال است. چون قرار نیست وظیفه رهبری را من و شما تعیین کنیم . رهبری بر اساس قانون اساسی، با مراجعه به تشخیص کارشناسان و نهایتاً در محدودۀ اختیارات و با صلاحدید خودشون عمل می کند. نه صرفاً با میل و علاقۀ من و شما که اگر این جور بود باید جای پیروان و رهبری را با هم عوض می کردیم! بنابراین، یک راه فقط باقی می ماند و آن این که مردم دست به یک قیام جانانه بزنند و مسئولان و مدیران دزد و خائن و بی عرضه را اون جور که می خواهند مجازات کنند!

خب این کار هم که می دونید نیاز به یک رهبر قوی و اندیشمند دارد. به نظرتون در قم شما چنین کسی پیدا می شود؟ اگر سراغ دارید، بفرمایید تا برای عرض ادب خدمتشون برسیم! 

با این همه اگر جنابعالی تونستید یک رهبر آگاه، وارسته، جسور و جان بر کف پیدا کنید که عرضه و توان چنین کاری را داشته باشد؛ منم قول می دهم اولین کسی باشم که دست بیعتم را در دست مبارکش بگذارم و در رکابش جانفشانی کنم.

سلام و رحمه الله. نمیدونم چرا حرفم رو اینطور متوجه شدید! 
رفرنس و کتاب قابل اتکای من نهج البلاغه است، یعنی مولا تو پنج سال حکومتش اندازه ۴۰/سال حکومت ما زمامداری بلد نبود؟! امام علی هم مثل من  مشی آهنین داشت که جلو طلحه و زبیر کوتاه نمیومد؟! نسبت به بیت المال اونقدر حساس بود.. نسبت به سهم خواهی عقیل برادرش و خواهرش اونقدر تند برخورد کرد و سفت و سخت ایستاد.. 
بهم بگید نهج البلاغه یه کتاب تخیلی و تحریف شده است، خیالم راحت بشه اینقدر فاصله مون رو با ایشون اندازه نگیرم و حرص نخورم.
حرف من این بود: نقطه مطلوب و آرمانگرایانه اش یعنی هیچ فاسدی با جرات در مسند قدرت نباشه، بله ولی منم میدونم نمیشه یکدفعه همه این اراذل و اوباش رو ریخت دور چون اکوسیستم بهم میخوره، بالاخره تو طبیعت اسب و انسان و طاووس و شیر و ببر باید باشه، گوسفند و گاو و شغال و سگ و سوسک و مارمولک و زالو و انگل هم باید باشه، همزیستی و تعامل دارن باهم. ولی خدآییش زالو رو نمیکنن سلطان جنگل! زالو و انگل حد خودش رو میدونن و به سهم خودشون قانعن.  یعنی طبق قوانین اسلام نع، طبق قانون جنگلم بگیریم واقعا این شرایط حق ما نیست!
من میدونم نه قوه عدلیه جرات و شجاعت جراحی وسیع و پاکسازی داره و نه توانش رو! ضمن اینکه با دستمال کثیف نمیشه شیشه رو پاک کرد!
الان امید کجاست؟! به من نشونش بدید؟! شما حتی ذره ای عبرت آوزی، مبارزه با فساد، نقد پذیری، تغییر عملکرد در منش و روش مسئولین دیدید بیایید بگید من میرم کفش اون مسئول رو جلوی پاش جفت میکنم!
من انتظار ندارم یک شبه وضع تغییر بکنه و جهنم گلستان شه! من فقط میخوام ببینم جمهوری گل محمدی سعی اش رو میکنه. حتی یه کم.. اما این قطار کلن داره یه سمت دیگه میره...

پاسخ:

سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار...

اکوسیستم رو خوب اومدی. یعنی خیلی به جا بود!

راستش یه لحظه رفته بودم تو فاز جنگل و حس وحال حیوانات! :) داشتم تصور می کردم اگر یه روزی یک عدد زالوی چاق و چلّه و آنکادر شده در جایگاه سلطان جنگل جلوس بفرماید. چقدر می تونه خون ملت رو بمَکه؟ فکر کنم طفلکی یکی دو قُلُپ* خون بخوره دیگه نفسش بند میاد، بقیه رو می بخشه به دیگران! ولی این حاکمان حریص و دریدۀ ما انگار هرچی مال بیت المال را می خورن صدای هل من مزیدشون بیشتر میشه :))

بنده با فرمایش شما کاملاً موافقم.

اما دوست دارم از شما بشنوم که حالا چه باید کرد؟ به نظر شما با توجه به همۀ آن چه فرمودید، چه باید بکنیم؟ یعنی وظیفۀ من و شما و امثال ما در چنین وضعیتی چیه؟ جای بسی سپاس است اگر خودتون محبت کنید صریح و شفاف بنده را راهمنایی بفرمایید.


*یادآوری: قُلُپ را در فرهنگ های لغت، قلوپ هم نوشته اند. اما شکل اول را صحیح تر می دانند.


ولی دکتر! خدائیش وقت نماز شب (ساعت 3/45) با وبگردی منافات نداره؟

خب تا الان نه امید رو نشون دادید و نه یک مورد حرکت تغییری مثبت رو گفتید که حرفهای دلخوش کن رفرنس قابل رویت داشته باشه.

من که از اول گفتم، برگردیم به ریلی که انقلابمون رو بر اون اساس شروع کردیم و جهت دهیش با هدایت امام و رای مردم ۹۸ درصدی تضمین شد. برگردیم به اصول اولیه انقلابمون. قطار انقلاب در جهت خودش حرکت کنه، هرکی نمیخواد، از اتاق هدایت قطار بیاد بیرون، بره یه کوپه دیگه بشینه، 
قحطی آدمه مگه اینهمه لکوموتیو ران حریص و فربه از جمع کردن زندگیهای خودشون عاجزن، بعد ما زمام امور مملکت رو دادیم دستشون! هرکی ناراضیه از قطار پیاده شه، هرکی داره از آدمای قطار دزدی میکنه، جو رو خراب میکنه، مسافرا رو عاصی و عاجز میکنه، به مسافرا ظلم میکنه از قطار بندازیمش بیرون، شرشون کم. نه اینکه ما طبقه متوسط و فرو دست، بیل بیل زغال سنگ بریزیم تو شکم قطار و جون بکنیم و سختی بکشیم، آقایون مدیرای محترم به بهانه هدایت قطار تو فرست کلاس بخورن و بزنن و بگیرن و عشق و حال! 
بابا کارد به استخون مردم رسیده، من واقعا نمیدونم و توجیه نیستم چرا باید برم بجنگم و برای انقلاب و کشورم جانفشانی کنم تا زالو ها محکمتر به صندلیهاشون بچسبن و هیچ تغییری، تاکید میکنم هیچ تغییر مثبتی هم رخ نده. بابا من دارم باور هایی که یک عمر باهاشون زندگی کردم رو از دست میدم. فکر میکنید تحملش خیلی راحته؟! 
تا میگیم چرا کسی کاری نمیکنه؟! میگن نمیشه. الان وقتش نیست.. فلان. فیلان. صد تا توجیه از صدر اسلام و تاریخ و .. میارن. بابا اون نهج البلاغه، حضرت امیر با مسئول فاسد چطور برخورد میکرد؟! نمیتونید با ۵۰۰ تاشون اینطوری برخورد کنید؟! باشه. با یه دونه شون. نه با یه نصفه شون یه برخورد ریز داشته باشید. نه اینکه دانشجوی یه لا قبای عدالت طلب رو تازه ببرید محاکمه کنید. عملکرد نظام منو دلسرد تر هم میکنه. چون میبینم اصلا بنای اصلاح و درمان وجود نداره و عفونت و کثافت لیبرال ها تا مغز استخوان دولت و ملت و فرهنگ و سبک زندگی و قوانین ما رسوخ کرده. خب من حرفم رو با مثال و تشریحی توضیح دادم. حالا نوبت شماست.
۱. یک مورد مثال بزنید که یک قدم در جهت تغییر مثبت اوضاع برداشته باشن. که امیدی که ازش حرف میزنید پشتوانه عینی و اجرایی داشته باشه. 
۲. یک مسئول دولتی از سه قوا اصلا هر کله گنده ای از هر حزب و گروهی هم مثال بزنید که دامنش از کثافت حقوق نجومی، دست اندازی به بیت المال، حق کشی، سو تدبیر، گند زدن، آقا زاده پروری، خاصه خرجی(نه برای خود بلکه اهل و عیال) پاک باشه. من حتی مدیرای مومن و انقلابی(نما) رو هم بررسی کردم، یه جایی لغزیدن. تهش سر کار و تحصیل بچه اش وا داده، عجب و تفرعن بهشون تزریق شده. شدت و حدتش متفاوته.. و این تلخه. 

داخل پرانتز: مدیرا و آدمای خوب قطعا هستن و اگر تا الان نظام سرنگون نشده صدقه سر اونهاست، بی ادعا و مخلصانه کار میکنن و بهمین دلیل ما اونها رو نمیبینیم و نمیشناسیم. اما نسبتشون به حرامیها یک به صد هست.

 ۳. راستی چرا سیستم اجرایی در کشور ما اینطوریه که هر مدیر در ابتدا  بره ای رو هار میکنه؟! نقص در قوانینه یا عدم شفافیت و بازرسی، یا بیصاحبی سیستم؟!!

عه! شما که زود قضاوت نمیکردید! من الان نمازای واجب عزیزم رو هم به سختی میخونم! و دلم برای سجده های عزیزم برای خدا تنگ شده! مع الاسف پام شکسته و از دردش گاه و بیگاه بیدارم! دیگه راستی راستی ۲۲بهمن رو میشینم تو خونه!
پاسخ:

با عرض پوزش، فرازهایی از نظر شما را برجسته کردم تا پاسخ ها را منطبق با همان قسمت تقدیم کنم.

یه جوری می فرمایید که انگار بنده مدافع وضع موجودم. نه ولّاع.! من خودم بمب اعتراضم و علیه وضع موجود ادعا دارم. راستش شرمنده ام. یعنی با این ساختار ناقص حکومتی که ما داریم و با وضعیت نابسامانی که شما اشاره کردید، دیگه نشانه ای از امید باقی نمی ماند. اصلاً روزنۀ امید کلاً مسدود است برای ما؟! (البته منظورم این است که از مجاری قانونی و از این کارگزاران فرسوده و خائن نا امید هستم. ولی به اصل انقلاب و آینده اش همچنان خوش بین و امیدوام) بنده دوسه ماه قبل نظرم را با یک تحلیل خدمت شما گفته بودم که هنوز هم بر همان عقیده باقی هستم. چون نه شرایط سیاسی و اقتصادی کشور بهتر شده، نه معجزه ای رخ داده و نه مسئولان ما، تغییر کرده اند. بنابراین، اگر روند کار دولت و مجلس به همین صورت ادامه یابد، برآیند وضع موجود، یکی از همان سه گزینه ای خواهد شد که قبلاً خدمت شما عرض کرده بودم. (فقط دعا می کنم و امیدوارم اون گزینۀ سوم هیچ وقت برای ما اتفاق نیفتد!!)


راهی که شما ارائه فرمودید، به نظرم راه علاج نیست! چون بازگشت به عقب است. ما باید حرکتی رو به جلو داشته باشیم. گیرم به ریل انقلاب برگردیم، اونوقت می خواهیم چه کنیم؟ می خواهیم دوباره با همین قانون اساسی و با همین مبانی قانونی حرکتمان را به پیش ببریم که باز بعد از 40 سال دوباره همین آش و همین کاسه را داشته باشیم؟ اون هم با این مردم و با این مسئولین خود فروخته و حریص؟! به نظرم منطقی نیست! اگر هدف شما فقط این باشد روی من یکی اصلاٌ حساب نکنید. :) 


بیرون انداختن این ها، متأسفانه از عهدۀ قانون و مجریان آلوده بیرون است، فقط عزم و ارادۀ ملی می تواند از عهدۀ چنین کاری بر بیاید و این یعنی همان چیزی که در آن تحلیل بهش اشاره کرده بودم...!

 

خب به نظرتون چه کسی باید این کارها رو انجام بده. دولت؟ قوۀ قضاییه؟ رهبری؟ و یا...؟  به نظر من از دو گزینۀ اول چنین انتظاری بسیار بعید است. اما به گزینۀ سوم مشروط به شرایطی می توان امیدوار بود که البته چگونگی ورود به آن قابل تأمل است و به ماهیت و آمادگی گزینه چهارم و خیلی چیزهای دیگر بستگی دارد.

 


آره، آدم های خوب قطعاً هستن. اما کجایند و در چه سطح و موقعیتی هستند؟

 

 

برای این که ساختار فعلی کشور، توان اصلاح وضع موجود رو نداره. یعنی اگر کسی هم بخواهد با این ساختار حکومتی و با این قوانینی که ما داریم، سیستم اجرایی و قضایی کشور را اصلاح کند چندان توفیقی نصیبش نخواهد شد...برای همین است که گفتم بازگشت به اول انقلاب، چارۀ کار نیست...

 


چه قدر غم انگیز! راستش خبر نداشتم. خدا به شما شفای عاجل مرحمت بفرماید. می دانستم دعای شفا را زودتر روانه می کردم..

.قابل باشم دعا می کنم. ان شاءالله.

البته اگر من بودم با عصا یا ویلچر هم که شده در راهپیمایی شرکت می کردم. این جوری سوژۀ قشنگ تری می شدم برای دوربین گزارشگران! :))

سلام و رحمه الله. عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت زهرا و
تبریک چهلمین سال انقلاب اسلامی. 
دیشب برنامه جهان آرا با حضور حاج آقا حامد کاشانی رو دیدم و به جواب اون سوال خودم که اینجا مطرحش کرده بودم رسیدم. و چون هیچ لذتی بالاتر از فهمیدن و به جواب رسیدن یک خطا یا گره ذهنی نیست اومدم بگم بالاخره فهمیدم. شما درست میگفتید.
 حاج آقا کاشانی با مثال هایی از تاریخ اسلام خوب توضیح داد و البته منم واقعا دنبال جواب بودم. اینکه چرا نمیشه به سرعت و همه ی خطاها رو در سیستم اصلاح کرد؟ اون سوالم درباره حکومت اسلامی؟ نقش رهبر و سکوت خواص؟ مصلحت کی و کجا شکل میگیره و توده مردم و خواص در اون چه نقشی دارن؟! مثالهایی که از زمان حضرت امیرالمومنین زدن رو کما بیش میدونستم ولی توضیحاتشون و تحلیلشون خوب بود. البته یه جایی نقدی به یه حرفشون وارد بود که آقای یامین پور خوب جواب داد. اما در کل با توجه به وقت کم و یکساعته برنامه بحث چالشی خوبی بود. این حامدکاشانی همونی بود که به سخنرانی اش قبلا لینک داده بودم. نقش خواص و نفهمی عمدی! چه طلبه های نسل نو خوبی در حوزه رشد کردن. آدم به آینده حوزه امیدوار میشه.
تکرار برنامه دیشب جهان آرا ساعت 18 امروز هست از شبکه افق. 

پاسخ:
سلام و درود بر شما.
امروز توی مراسم راهپیمایی همراه یک خانم و آقا دکتر انقلابی بودم که بعضی نظراتشون، مواضع شما رو تو ذهنم تداعی می کرد.
یک پلاکارد نوشتۀ بزرگ هم دیدم با این مضمون: «مسئولین ذوق زده نشوند؛ ملت به عشق رهبر آمده است!» که این هم باعث شد به یاد شما افتادم که نوشته بودید مسئولین، حضور مردم را به نفع خودشون مصادره می کنند!

بله برنامۀ جهان آرا را دیدم. خوب بود. اما کافی نبود. شاید بخاطر محدودیت برنامه و محذوراتش بود.
خدا رو شکر که مجاب شدید.

حاج آقا حامد کاشانی در جمع خصوصی مثال ها و مصادیق تاریخی شون آنچنانی تر است و نقدهای عمیق تری رو هم گاهی مطرح می کنند...
خدا بر توفیقات شما و ایشان بیفزاید...

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.