الـــرّقـــیـم

استقامت در مسیر انتظار
مشخصات بلاگ
الـــرّقـــیـم

...................... هوالودود .....................

به پاتوق دلدادگی ها و دلباختگی های رئوف
خوش آمدید. این جا، پاتوقی هست برای
افروختن، سوختن و ساختن.

در پاتوق دلدادگی ها، نه حرف اضافه است و نه
جای گزافه. فقط مجالی هست بـرای قلمی
کردن برخی دانسته هـا و ندانسته هـا بر پایـۀ
بایسته هـا و نبایسته هـا. کـه گاهی در لفافـه
می آید و گـاهی در تقابل با جهل و خـرافه.

پاتوق دلباختگی ها نیز، فرصتی هست برای
مغازله و معـاشقه! امـا نه با پـرنسس هـای
بوالهوس و پر از خار و خس! بلکه با معشوقه
های پاک نفس و قدیس های پاکیزه از رجس
و هوس. آن ها که از طهارتِ وجودشان،
عرشیانِ بالانشین، سـر به مغـاکِ خـاک
می سـایند و فرشیانِ خاک آلوده، به مددِ
نفوس شان، بالِ عروج به افلاک می گشایند.

در این پاتوق، روزنـه ای باز است به گلشنِ
اندیشه ها و صدای حنجره ای طنین انـداز
است با بوی بنفشه ها!

فانوس حقایق این پاتوق نیز، با نـگـاهِ سرخِ
شقایق های بزم عشق مأنوس است و با
فرهنگِ سرخِ شهادت، پیوندی دیرینه دارد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این هم ذوق و شــوق و عقیــده و آرمـان
و آرزوی نگارنده با چند بیت شعر:

سحر خیزی:
دریاب اگر اهـل دلی، پیش تر از صبح
چون غنچۀ نشکفته نسیم سحری را

زندگی برای خدا:
شادم به مرگ خود که هلاک تو می‌شوم
با زندگی خــوشم کــه بمیـرم بــرای تو

تلاش:
از مـا ســراغ منــزل آســـودگی مجــو
چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است.

خطر کردن:
آسـودگی، مقـدمۀ خـوابِ غفلت است
کشتی، به موج خیزِ خطر می بریم ما

بار زندگی:
زندگی با هوشیاری زیر گردون مشکل است
تا نگردی مست، این بار گران نتوان کشید

مهدویت:
درین ستمکده، آن شمع تیره روزم من
که انتظارِ نسیم سحر گداخت مرا

عشق:
سر و سامان بدهی یا سر و سامان ببری
قلب من سوی شما میل تپیدن دارد

مرگ سرخ:
درین بساط، به جز شربتِ شهادت نیست
مِی ای که تلخی مرگ از گلو تَوانَد شُست

محرم و عاشورا:
فیض ماه نو، ز شمشیر شهادت می برند
خون، حنای عید باشد کشتگان عشق را

خط شهادت:
گردن مکش ز تیغ شهادت که این زلال
از جویبار ساقی کوثر گذشته است.

امید:
نیستیم از جلوۀ باران رحمت نا امید،
نیمه بذری در زمین انتظار افشانده ایم

و ... و ...

يكشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۵۸ ب.ظ

تجرّد و تفرّد...

 

بعد از پدیدۀ غیر شرعی ازدواج سفید، زندگی مجردی دختران هم گویا پدیدۀ جدیدی هست که متأسفانه دارد در فرهنگ ما رواج پیدا می کند.

راستش را بخواهید نمونه هایی از زندگی مجردیِ پسرهای بیکار و بی عار را دیده بودم. در مورد دخترها هم کم و بیش چیزهایی شنیده بودم. اما یقین نداشتم. تا اینکه امروز وقتی داشتم با دو دختر 27 و 31 ساله در مورد یک موضوع حقوقی صحبت می کردم، با کمال تعجب شنیدم که گفتند سالهاست که توی شهر خودشون در یک خانۀ استیجاری و جدا از پدر و مادر زندگی می کنند! و البته با خیال راحت علتش را هم این جور گفتند:

  • شرابط خانۀ پدر جوری هست که برای ما قابل قبول نیست...!
  • آزادی عمل در زندگی مجردی بیشتر است!
  • حوصلۀ کار کردن در خانۀ پدری را نداریم!
  • دید و بازدید های هفتگی در خانۀ پدر، آرامش ما را بهم می زند!
  • چون قصد ازدواج نداریم، ترجیح می دهیم جدا از پدر و مادر زندگی کنیم!! و...

 

و این است ارمغان غربزدگی و زندگی منهای دین، به نظر شما انتهای این راه کجاست؟

 

 

نظرات  (۲۱)

۲۷ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۰۳ کارمند مجرد

برادر من ایراد را به دختر، مردم و این جوانان بیچاره مگیر!

ایراد و انتقادت را اگر جرأت داری، صریح بنویس به آن مقامات و ادارات و مسئولانی که کار باید می کردند و نکردند و امروز، طلبکار ملت و جوونها هم هستند!

ایراد و انتقاد غربزدگی را به ده ها مؤسسه فرهنگی، روحانیون و ادارات دینی و تبلیغی بگیر که این همه بودجه می گیرند و هیچ کار مفیدی نمی کنند!(خیلی محترمانه نوشتم!)

ایراد و انتقاد غربزدگی رو به مجلس، پلیس و اداره مالیاتی بگیر که جرات ندارند از پزشک جماعتی که ماهی 1میلیارد درامد و شایدم بیشتر داره، مالیات بگیرن!

بازم بنویسم برای شما؟؟؟

پاسخ:
اینکه مسئولان و مقامات و ادارات، باید کار می کردند که نکردند، بحث دیگری است. اما کم کاری اونها، مجوزی برای گناه و انحراف کسی نیست و هرکس باید نتیجۀ اشتباهات و انتخاب غلط خود را بپذیرد...

حالا من شاید بی جرأت باشم ولی شما که بحمدالله جرأت داری، خوب است برای تنبّه و آگاهی بیشتر به ترجمه یا تفسیر این آیۀ قرآن دقت بفرمایید. (در مورد فرافکنی گنهکاران در روز قیامت است.) به خواندنش 
می ارزد:
وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَکُمْ مَا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِمَا أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ 

۲۷ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۱۵ امید شمس آذر

خب معلومه، مدیریّت جهانی.

پاسخ:
و بلکه شیطنت یا دسیسۀ جهانی.

سلام

چون شبیه استاندارد زندگی مذهبی نوعی نیست یعنی زندگی منهای دین؟

پاسخ:

درود بر جناب من. یعنی جناب شما :)

من چنین حرفی نزدم. (هرچند که معتقدم مدل زندگی های مذهبیِ «نوعی» یک استاندارد کم هزینه و مطمئن است) 

اما اگر دختری بی هیچ ضرورت عقلانی در کنار خانواده بودن را بر نتابد و بخواهد از قید و بند اخلاق دینی رها باشد و یا بخواهد از زیر بار مسئولیت دینی و انسانی فرار کند؛ به نظر شما اسم این رو چی باید گذاشت؟

سلام

وقتی انسان خودش رو از ریل تطابق با تکوین خارج کرد دیگه هر رفتاری ممکنه ازش سر بزنه... دور از باور نیست...

اما آینده بسیار روشنه...

ان شا الله ما شاهد اتفاقات خییییلی خوبی خواهیم بود...

این بندگان خدا هم از قبوری که خودشون رو گرفتارش کردن نجات پیدا میکنن

اصلا ان شا الله همه ما از فشار قبرهای خودمون خلاص میشیم...

پاسخ:

سلام بر« ن. .آ» ی عزیز،

موافقم. همانطور که رفتارهای عجیب و غریب اونها رو داریم می بینیم و متأسفانه دسته گل هایی هم به آب داده اند که شرم آوره!

در آرزوی همان آیندۀ روشن و اتفاقات خوب، نفس می کشم. ان شاءالله نصیبمان به زودی.

و ان شاءالله اهل نجات باشیم..

۲۸ مرداد ۹۸ ، ۱۵:۳۲ صحبتِ جانانه

خانم مولاپردی پرچم دار دفاع از حقوق چنین بانوانی هست

و نمی دانید چه آب ها که در دانشکده های علوم اجتماعی به آسیاب دشمن نمی ریزند استاد نماهایی که نمره 20و19مارو 14 می ذارن توی کارنامه

پاسخ:
بله، در حال حاضر مثلث (مولاوردی، ابتکار و کولایی) مستقیماً مأموریت ایدئولوژی زدایی از جامعۀ زنان را تعقیب می کنند! و البته گستاخی مولاوردی از دوتای دیگه بیشتر است.
جالبه که مولاوردی و ابتکار هر دو از حجاب چادر استفاده می کنند. اما دریغ از اینکه حتی کلمه ای در دفاع از حجاب گفته باشند.

و دخترای مجرد تنها توی تهران که مثل مرد، از صبح تا شب کار میکنن. اگه قید و بند مذهبی داشته باشن تنها و بی پناهن. اگه نداشته باشن که ...

پاسخ:
راستش نمی دونم چرا کامنت شما رو هرجور می خونم، متوجه منظورتون نمی شم.!
گمانم مغزم هنگ کرده. :)

صلاح دونستید، یه کوچولو توضیح مطابق کم سوادی رئوف بنویسید.

بعداً نوشت:
ممنون از توضیح خصوصی شما.
البته حساب اونهایی که بنا به ضرورت شغلی یا تحصیل، دوری از خانواده را تجربه می کنند، با این دسته کاملاً قابل تفکیکه. و البته تر مذهبی هاشون هم باز تا حدودی شرایط  بهتری دارند... هرچند که بقول شما پشت و پناهشون کمتره، ولی همون مبانی اعتقادی شون، میتونه کمک کار اونها باشه...
۲۹ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۴۷ صحبتِ جانانه

غصه مون دادن

از کجا باید شروع کرد که در مسیر آکادمیک شون سنگ زیر پات نندازن، الله اعلم

پاسخ:
بقول حافظ: ...این غصه هم سر آید.

باید توکلمون به خدا باشه...

سلام

عید ولایت و امامت بر شما مبارک 

عاقبتتون بخیر بحق حضرت ابوتراب

 

 

دیگه نسخه ای است که غرب برای ما پیچیده و خودشون در خودشون ترویج خانواده را میکنند

پاسخ:
سلام جناب عباس زاده.
به عطر ولایت معطر باشی ان شاءالله.


مطمئنیم که توفیقی نخواهند یافت.

اینکه گفتید در شهر خودشون، جتی تعجب بیشتری داره، یک فرهنگ وقتی از تهران فراتر می ره و شهر های دیگه رو هم در بر می گیره یعنی خیلی پیش رفته، خیلی!

پاسخ:
دقیقآ همینطوره. 
البته این مورد، مربوط به یک شهر پر جمعیت نزدیک تهرانه.
۲۹ مرداد ۹۸ ، ۱۵:۵۴ کارمند مجرد

بحث دیگرم بهش بپردازید

پاسخ:
ان شاءالله به وقتش...

برخی در هر حالت پیاده نظام دشمن هستند دیگه

کمی هم مزاج عمومی تغییر کرده و نرم داره رو برخی اثر میذاره

پاسخ:
الهی زمینگیر بشن پیاده نظام های دشمن. :)

متأسفانه چنین است. اما باز هم مطمئنم که این وضعیت ماندگار نخواهد بود...

وقتی مشکل ازدواج برای جوان ها تسهیل نمیشه نه از جانب جامعه و نه از جانب خانواده همچین آسیب هایی هم رخ میده

 قطعا وقتی سن آدمیزاد میره بالا دنبال استقلال و آزادی عملی بیشتریه. وقتی خودش زندگی مستقل تشکیل نمیده و در جایگاه همسر و مادر قرار نمیگیره، باید جور دیگه ای خودشو به خواسته هاش برسونه


دیدگاه ازدواج و نگرش به زندگی مشترک باید خیلی بهتر از این ها باشه.

چه پسر په دختر فکر می کنند ازدواج یعنی در دام افتادن!

 

بحث بسیار است :) ممنون که این ها رو مطرح می کنید

به نظرم یکسری مسائل شاید به نظر عادی باشند ولی قطعا تبعات خوبی نداره

پاسخ:
قبول دارم که این قبیل آسیب های اجتماعی و فرهنگی نتیجۀ تسهیل نکردن شرایط ازدواج است. اما همین عدم تسهیل هم ناشی از تغییر نگاه جامعه به زندگی و ازدواج است.
البته دخترای مورد بحث من در این یادداشت، با وجود داشتن خواستگار و با وجود وضع مالی مناسب، تن به ازدواج ندادند، و چهار سال است که جدا از خانواده زندگی می کنند.

کاملاً درسته، وقتی کسی دنبال آزادی بی حد و حصر باشه، قطعاً ازدواج را برای خودش نوعی محدودیت و در دام افتادن می بینه و طبیعیتاً از قبول مسئولیت زندگی هم فرار می کنه. و متأسفانه نتیجه اش می شود افتادن به دام هرزگی یا همون ازدواج سفید.

ممنون که خواندید.

بد بودن تجرد (چه پسر چه دختر) از نگاه مذهب و دین قابل قبوله ...

اما چرا یهو این ماجرا رو ارمغان غرب معرفی کردید ؟؟؟

اتفاقا تجرد های الان بعضی به خاطر اینه که سنت های شرقی ما خیلی دست و پاگیر هستن و سنگ جلوی پای جوون ها میندازن یا اینکه نگاه های سنتی و گاها دینی ما باعث شده دختر ها ازدواج رو ب عنوان محدود شدن تصور کنند ... 

 

تجرد شاید خوب بنظر نرسه اما فک نمیکنم جلوی سعادت و تعالی آدم رو بگیره ...

 

پاسخ:
چون فرهنگ و سبک زندگی اصیل کشور ما متأثر از آموزه های دینی (اعم از مسیحی، زرتشتی و اسلام) و متأثر از فرهنگ مشرق زمین بوده و بر همین اساس، زوجیت، تشکیل زندگی، تحکیم خانواده و مسئولیت پذیری در جامعۀ ایرانی یک ارزش و یک اعتبار تلقی می شده است.
در حالیکه وضع امروز ما، به نوعی پیروی تقلید وار از الگوی زن غربی و زندگی منفصل از خانواده است که با تبلیغات ماهواره ای برای ما به ارمغان آورده اند.

اتفاقاً نه سنت های دینی و نه سنت های شرقی، اصلاً دست و پا گیر نیستند، این خود ما هستیم که شرایط را برای خودمون سخت و ازدواج و زندگی و تشکیل خانواده را دشوار کرده ایم.

با سطر آخر تا حدودی موافقم، و چه بسا گاهی تجرد و تفرد، برای زن و برای مرد می تواند واجب هم باشد. اما این جزو استثنائات است و نمی تواند قابل تعمیم باشد.. ضمن این که تعریف ما از سعادت و تعالی هم باید مشخص باشه.

ممنون از شما.
۳۱ مرداد ۹۸ ، ۰۱:۰۱ جناب منزوی

سلام بر رئوف گرامی

در کتابی یا شاید هم جایی و بنظرم از زبان شهید مطهری شنیدم یا خواندم، بر این مضمون: ما نمی توانیم مردم را بزور به بهشت ببریم ولی باید زمینه ورود به بهشت را مهیا کنیم.

متاسفانه همه مسائل، از جمله فساد با نام دین و ضعف در اعتقادات، کاری کرد که مردم، اسلام‌ را جهل و عقب ماندگی و مسلمان را متحجر ببینند به همین جهت پیشرفت را در غرب دیدند. درصورتی که اصل جریان چیز دیگریست.

در کل انتهای این راه پوچی و کمبود " چیز " است. که آنها نمی دانند این " چیز " چه چیزی است، مثل درد در جسم. درواقع آن چیز خداوند است. راه رسیدن به خدا پرورش روح است و راه پرورش روح حفظ دین است. آن هم اسلام.

پاسخ:
سلام بر جناب منزوی عزیز؛

البته این جمله مال شهید مطهری نیست. این جمله مال شیخ تدبیر است یعنی حسن روحانی که فکر کنم سال 93 با اهداف کاملاً مغرضانه و صد فرهنگی گفته بود و یادمه که همون موقع بعضی ها جواب های خوبی هم بهش دادند... 

در تأیید و تکمیل نظر شما باید بگم که هم ما مردم، هم نهادهای حاکمیتی و هم مبلغین دینی هر سه در این زمینه مقصریم. 

ان شاءالله وقتی به انتهای این راه برسند، دوباره بر می گردند سمت خدا و به سمت فطرت اصلی انسانی. به قول جناب «ن..آ» بر می گردند روی ریل تطابق با تکوین. 

موفق باشی. 

سلام برادرم

 

کلمه حقی فرمودید که خواسته یا ناخواسته اراده باطل از آن رقم خورد. عرضم این پاسخی است که در کامنت‌ها دادید:"اما اگر دختری بی هیچ ضرورت عقلانی در کنار خانواده بودن را بر نتابد..." شما یک دختر مجرد در روزگار مدرنیته که کمی سن ازدواجش بالا رفته باشد و همواره به انحای مختلف قضاوت شده باشد، نیستید تا از دست زبان دراز و آزاردهنده فامیل، خانواده و آشنایان، عاجزانه به ستوه بیایید و مجبور باشید یک راه سخت را به عنوان آخرین چاره‌جویی امن ممکن انتخاب نمایید. تعیین کننده ضرورت عقلانی برای هر فرد، در لمس و درک شرایطی است که با توجه به وسع هر انسان بر او تحمیل میشود (لا یکلف الله نفسا الا وسعها - ربنا و لا تحملنا ما لا طاقة لنا به) من این اتفاق را صحیح و مطلوب نمیدانم اما تحلیل شما رو هم قابل تکمیل و ترفیع میدانم. با ارادت همیشگی.

پاسخ:
سلام بر جناب سورۀ کوثر.
جهادی های خالصانه تون قبول.

و شما هم کلمۀ حقی فرمودید که خواسته یا ناخواسته مهر تأیید و تأکید بر آن می زنم. :))
فقط عنایت داشته باشید که من دایرۀ ضرورت عقلانی را محدود و مسدود نکردم و بر استثنائاتش همچنان تأکید دارم. هرچند که مصادیقش زیاد باشد. مع الوصف معتقدم که پدیدۀ تفرد دارد کم کم به صورت یک قاعده مرسوم خودنمایی می کند و دارد از مرز مقوله های عقلانی واقعاً خارج می شود...

در پاسخ به کامنت خانم «احلام» مصداق این پست و در پاسخ به کامنت آقای «یوسف ر» نگاه خودم رو در مورد تفرد و تجرد توضیح داده ام...
با ارادت ویژه

ازدواج سفید و تجرد و ... بخشی از ماجراست.

الآن مادران سینگل و شراکت جنسی غیرعاطفی  و هزارتا کوفت و زهرمار  دیگه رو هم دارن مد می کنند!

پاسخ:
آری، این چنین است برادر.
متأسفانه نمونه «سینگل مام» اش در تهران خراب شدۀ خودمون موجوده...

سلام مومن. جزاکم الله خیرا

عرض کنم که به نظرم چند تا عامل وجود داره که موجب این مسئله میشه که همه اونها را میشه در یک کلمه خلاصه کرد و اون "فقر" هست...

امام علی سلام الله علیه و آله فرمود: "فقر" 70 نوع فساد با خودش میاره...

 

حالا اینکه این فقر را به چی تفسیر کنی هم هست...

اخص اون فقر اقتصادیه...که شخص از عهده مخارج زندگی بر نمیاد و دست به فساد می زنه...بعد دچار افسردگی میشه و دیگه ترجیح میده دور از خانواده باشه...حالا با هر شرایطی...ولو تنها...این یک...

 

دوم فقر فرهنگیه...

که البته ناشی از جهله...

من نوعی وقتی جاهل باشم نسبت به آنچه شرع و فرهنگ اصیل مملکتمه، به جای استفاده از اون فرهنگ غنی، دست به دامان فرهنگ بیگانه میشم که معلوم نیست از کجا اومده و چه خوابی برام دیده...

 

این فرهنگ را از چی میگیرم؟

از تمام رسانه ها...اعم از فضای مجازی، تلویزیون، روزنامه ها، کتاب ها و ....

کاری هم به اینکه شخص، مجرد باشه یا متاهل نداره...

مثال بزنم...

فیلمی پخش میشه...طرف تو فیلم، خانواده هم داره اما مرد برای خودشه، زن برای خودش...صرفا دری به تخته بخوره، اینها از حال هم باخبر بشن...

خب شخص پیش خودش چی میگه؟

بیکاری میری ازدواج می کنی؟

ازدواجت چه سودی داره؟ وقتی بود و نبود همسرت یکسانه...

 

کتابی می خونی...

در اون کتاب، به هر دلیلی، شخص تنها میشه...یا میره یه شهر دیگه، یا خانواده ش می میرند، یا خانواده ش اونقدر ناتوانند که قدرت تصمیم گیری ندارند، هیچی تهش اینکه شخص تنهاست...

این به مخاطب چی القا می کنه؟

آقا تو هم توانائی خانواده ت را نادیده بگیر...قشنگ نرم نرمک، او را از خانواده ش جدا می کنند...

 

وارد فضای مجازی میشه...

حالا با دید مثبت نگاه کنیم...استفاده خوب می کنه(لبخند)

اونقدر غرقه که از خانواده ش دور می افته....دیگه با اونها درد دل نمی کنه، پای درد دل اونها نمیشینه...هیچی تنهاست...

 

روزنامه می خونه...مصاحبه با فلان شخصیت...

"آقا چیکار می کنی؟"

"دور از پدر و مادرم زندگ می کنم"

 

هزاران عامل هست...

حالا تازه وجود ماهواره را هم نادیده گرفتیما...

 

بعد این وسط وقتی شخص تنها میشه، خدا عالمه که در افکارش چی می گذره...

چه بسیار توصیه شده که آقا شما وقتی می بینی افکار خلاف به ذهنت میاد، برو تو یه جمعی و خودت را مشغول کن که اونها از ذهنت بپره...بعد وقتی شخص تنها باشه...پناه بر خدا... 

می خوام بگم ایراد هم از خود شخصه و هم از مسئولین که شامل خانواده شخص هستند تا بگیر برو بالا...

اما زهی خیال باطل که به هدفشون برسند...

  

عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب

یا علی

پاسخ:
سلام  بر رزمنده دلاور،
به به،
کامنت فقط این، بقیه خسیس بازیه. :))


سپاسگزارم بابت وقتی که گذاشتید.

با این توصیف می زیبد که هیچ پاسخی پای این کامنت ننویسم.

وفقک الله و ایدک الله
۰۶ شهریور ۹۸ ، ۲۰:۴۰ آب‌گینه موسوی

پناه بر خدا! :(

 

به کجا چنین شتابان؟...

پاسخ:
خدا بخیر گرداند ان شاءالله.

حاصل زندگی مجردی اگه بشه ازدواج سفید بد هست اما فی نفسه مشکلی داره؟ یعنی اگه یه نفر تصمیم بگیره مجرد زندگی کنه سبک زندگی منهای دین را انتخاب کرده؟

با سبکی که شما فرمودید شاید اگه با پدر مادرشون می موندند بعضی حرمت ها شکسته میشد این جوری از دین دورتر نبود؟

راحت طلبی داره همه گیر میشه و استارتش از غرب خورده از چیزهای ساده شروع شده و داره به این تیپ مسائل میرسه ...خدا عاقبتش را ختم به خیر بفرماید!!

پاسخ:
زندگی مجردی فی نفسه منع شرعی و قانونی ندارد، اما در فرهنگ زندگی مسلمان ها و در عرف جوامع اسلامی، تنها زندگی کردن مخصوصاً برای دختران دم بخت ممدوح نیست و تبعات خوشی هم ندارد. مگر اینکه شرایط اضطرار پیش بیاید. مثل بعضی زندگی های مجردی که الآن داریم و به اقتضای شغل یا به دلایل خاص و یا به ضرورت های عقلی، شکل گرفته اند. (هرچند که همین ها هم خالی از مشکلات نیستند و تبعات خاص خود را دارند) ولی بهر تقدیر با هدف غیر عقلانی انتخاب نشده اند. 
منظورم از زندگی منهای دین رو در پاسخ به جناب «من» توضیح دادم، اما خوب است بدانید اغلب زندگی های مجردی که امروزه در تهران دیده می شود، یکی از این سه حالت را دارد:
  1. یا مقدمۀ ازدواج سفید است
  2. یا نتیجۀ ازدواج سفید است
  3. یا با قصد و نیت ازدواج سفید!
اما این افراد برای خوشگذرانی و فرار از مسئولیت، زندگی مجردی را انتخاب کردند. موقعی هم که از خانواده جدا شدند فقط 22 سال سن داشتند و همین باعث شد که خانواده را با نگرانی و غصه و عوارض جسمی و روحی گرفتار کرد... در نتیجه حرمتی هم برای آنها باقی نگذاشتند.

خدا به ما هم حسن عاقبت دهد.

ممنون برای توضیحاتتون...

پاسخ:
سپاس که این سیاهه ها رو می خونید.
۱۵ مهر ۹۸ ، ۲۲:۳۵ دکتر یونس

سلام. برگشتید؟! کی؟! 
در باره این پست خب از شما بعید بود سطحی نگری و همه را یک کاسه کردن! 
با کامنت سوره کوثر قویا موافقم و از کامنت ن. الف حیرت کردم. ایشون معمولا خیلی پخته نظر میدادن.. 
عجیب و غمگینانه بود . به خصوص اینجاش: 
وقتی انسان خودش رو از ریل تطابق با تکوین خارج کرد هر چیزی ازش سر میزنه؟!!!! 
دخترِ مجرد و منفرد خودش رو از ریل تطابق با تکوین مد نظر عالیجنابان خارج کرده یا پسرهای بی همت و دوزاری و بی فرهنگ و خانواده های بدتر از خودشون؟! 
شهر از بازار یوسف های ارزان پر شده است...
 عمیقا از نوع نگاه شما و دوستان متاسف شدم.. دلم گرفت.. 

پاسخ:
سلام بر شما.
همین دیروز برگشتم.
به یاد شما هم بودم.

سطحی نگری بنده رو به ژرف اندیشی خودتون ببخشایید... البته که من قبل از ورود به بحث تفرد و تجرد دختران، زندگی مجردی پسران بی عار و بیکار رو مذمت کردم... اگر لطف کنید و یک بار دیگر صدر یادداشت را بخوانید، قطعاً تصدیق خواهید کرد. و صد البته که همۀ زندگی های مجردی را یک کاسه ندیدم پاسخ به کامنت ها را بخوانید می بینید که استثنائاتش را تفکیک کردم...

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.