الـرقیم

استقامت در مسیر انتظار

الـرقیم

استقامت در مسیر انتظار

الـرقیم

...................... هوالودود .....................

به پاتوق دلدادگی ها و دلباختگی های رئوف
خوش آمدید. این جا، پاتوقی هست برای
افروختن، سوختن و ساختن.
در پاتوق دلدادگی ها، نه حرف اضافه است
و نه جای گزافه. فقط مجالی هست بـرای
قلمی کردن برخی دانسته هـا و ندانسته هـا
بر پایـۀ بایسته هـا و نبایسته هـا. کـه گاهی
در لفافـه می آید و گـاهی در تقابل با جهل
و خـرافه.
پاتوق دلباختگی ها نیز، فرصتی هست برای
مغازله و معـاشقه! امـا نه با پـرنسس هـای
بوالهوس و پر از خار و خس! بلکه با معشوقه
های پاک نفس و قدیس های پاکیزه از رجس
و هوس. آن ها که از طهارتِ وجودشان،
عرشیانِ بالانشین، سـر به مغـاکِ خـاک
می سـایند و فرشیانِ خاک آلوده، به مددِ
نفوس شان، بالِ عروج به افلاک می گشایند.

در این پاتوق، روزنـه ای باز است به گلشنِ
اندیشه ها و صدای حنجره ای طنین انـداز
است با بوی بنفشه ها!

فانوس حقایق این پاتوق نیز، با نـگـاهِ سرخِ
شقایق های این دیار مأنوس است و با
فرهنگِ سرخِ شهادت، پیوندی دیرینه دارد.

و این هم ذوق و شــوق و عقیــده و
آرمـان و آرزوی من با چند بیت شعر:

سحر خیزی:
دریاب اگر اهـل دلی، پیش تر از صبح
چون غنچۀ نشکفته نسیم سحری را

زندگی برای خدا:
شادم به مرگ خود که هلاک تو می‌شوم
با زندگی خــوشم کــه بمیـرم بــرای تو

تلاش:
از مـا ســراغ منــزل آســـودگی مجــو
چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است.

خطر کردن:
آسـودگی، مقـدمۀ خـوابِ غفلت است
کشتی، به موج خیزِ خطر می بریم ما

بار زندگی
زندگی با هوشیاری زیر گردون مشکل است
تا نگردی مست، این بار گران نتوان کشید

مهدویت:
درین ستمکده، آن شمع تیره روزم من
که انتظارِ نسیم سحر گداخت مرا

عشق:
سر و سامان بدهی یا سر و سامان ببری
قلب من سوی شما میل تپیدن دارد

مرگ سرخ:
درین بساط، به جز شربتِ شهادت نیست
مِی ای که تلخی مرگ از گلو تَوانَد شُست

محرم و عاشورا:
فیض ماه نو، ز شمشیر شهادت می برند
خون، حنای عید باشد کشتگان عشق را

خط شهادت:
گردن مکش ز تیغ شهادت که این زلال
از جویبار ساقی کوثر گذشته است.

امید:
نیستیم از جلوۀ باران رحمت نا امید،
نیمه بذری در زمین انتظار افشانده ایم


پربیننده ترین مطالب

 

مرحبا بر شکسته دلان سحرگاهی

و خوشا به حال آنها که «قدر» ها را قدر می دانند و در چراغستان شبهای تهجد و استغاثه، روزنۀ دل را بر نسیم رحمت دوست می گشایند و در خلوت تنهایی خویش با محبوب یگانه، حلقۀ انس می آرایند.

 

عمریست ز دام آرزوها رستم

از غیر بریدم و به تو پیوستم

**

در خرمن حادثه ز پا افتادم

درخلوتِ خاطر از خیالت مستم*

 

 

التماس دعای خیر.

تقاضا دارم در مواقع استجابت و لطف، شیعیان مظلوم بحرین و لبنان و غزه و عراق و یمن و شام و قطیف و پاکستان و افغانستان را از دعای خیرتون فراموش نفرمایید...

 

 

* رباعی ناقص از خودم هست. لطفاً خورده مگیرید...

 

 

 

 

۶ نظر ۰۷ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۲۰
رئوف

 

گاهی زیر سایه سنگینِ سردِ سکوت، سنگ سیاه آسودگی را می سودم!

و گاهی با پای خون آلود، درخرابستانِ خوف و خطر می خرامیدم! 

دیدم، از سقف سینۀ دلواپسی، در زمستان غربتِ فریاد، قطره های خون می چکید!

و کمی آن سوتر، اشتیاقِ قطره های اشکم با سرخیِ واژه های عشق، در غلغلِ چشمۀ مهتاب، شعر شوق و شیدایی و شعور می سرودند. شعری مثل انکسار شرارۀ عشق،  از لب پیالۀ شیرین، در چشم های آرزومند فرهاد!

 

- بگذار بشکند تیغ های سیاهِ ستم

- در تهاجمِ اشک های پشیمانی

- و در حسرتِ چشم های بی فروغ

- شاید مرگ سکوت نزدیک است.

 

 

 

 

پ.ن:

مشتی پارادوکس و پریشان حالی با آمیزه ای از واج آرایی!

 

 

 

+ هرکس تعبیر خواب می داند، خطی به یادگار بنگارد و هرکس نمی داند، بر آتش بیقراری ام جرعه ای از کلام بیافشاند..

 

 

+ + اَینَ صاحِبُ یَومَ الفَتح و ناشِرُ رایة الهُدی...

 

 

۵ نظر ۰۴ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۲۹
رئوف

 

 

روزهای سخت و طاقت فرسای انتخابات گذشت. التهاب ها و استرس های جامعه فروکش کرد، بگو مگوهای سیاسی تمام شد. راست و دروغ های خبری و شانتاژهای رسانه ای هم گذشت، عملیات روانی رسانه های داخلی و خارجی اثر خود را گذاشتند و هرکس را به هر تصمیمی که باید می رساندند، رساندند. نتیجه اش همین شد که دیدید و شنیدید و حالا، نوبت شادی های کاذب بعد از انتخابات است که در خیابان های شمال تهران شروع شده است و معلوم نیست تا کی و تا کجا می خواهد ادامه یابد.

در یکی دو هفته ای که گذشت، افراد تحصیل کرده و شناخته شده ای را می دیدم که سرگردان و بی برنامه در ستادهای اقای روحانی می لولیدند. وقتی از آنها در باره افکار و شخصیت روحانی و عملکرد دولت او می پرسیدم، جوابی نمی دادند و شناختی نسبت به کارهای او نداشتند، فقط حرفشان این بود که رئیسی نباید رأی بیاورد! البته ما هم در جبهۀ مدافعان انقلاب این روزها همین وضع را داشتیم و تلاش می کردیم که روحانی برود. اما خواستۀ ما از روی شناخت بود و به خاطر دهها هدف بلند و بخاطر برگرداندن قطار مدیریت کشور به ریل انصاف و مروت و غیرت. بخاطر باز آفرینی کار و تلاش و پاکدستی در عرصۀ تولید و اقتصاد کشور بود، بخاطر جلوگیری از تاراج سرمایه های ارزشمند ایران اسلامی توسط تکنوکرات های ترسو و بی عرضه بود. بخاطر اینکه دیگر شاهد تحقیر مردم خوب مان در برابر کدخدایان زور و زر و تزویر نباشیم. بخاطر اینکه بیش از این، گستاخی تعدادی عرب وهابی بی ریشه را علیه مقدسات مان نبینیم و نشنویم، برای اینکه مارک بی شناسنامه و بیسوادی بر پیشانی ما نزنند و حوالۀ جهنم مان ندهند، برای اینکه ذخائر نفتی ما را به جیب برادر و فامیل و قبیلۀ هزار فامیل خود نریزند و محنت و رنج را بر سفرۀ کارگران و مستمندان و روستانشینان نگذارند، بخاطر اینکه در کشور لاله های آغشته به خون، مجبور به اجرای سند پلید و مستهجن 2030 نباشیم و بخاطر اینکه مشتی وادادۀ غربگرای مال اندوز، ما را مثل خود بزدل و فرومایه فرض نکنند و ما را از سایۀ خیالی جنگ نترسانند!!

اما یقین دارم که رأی آوردن آقای روحانی بیش از آن که بخاطر هوش و لیاقت و مدیریت و تدبیر و شایستگی خودش باشد، در وهلۀ اول مرهون حیله و تزویر و سیاست کسانی است که او را به شیوه ای فریبا آرایش کرده و مهارت زبان و بیانش را علیه اصول و ارزشهای انقلاب هدایت می کنند و در مرتبۀ دوم، آقای روحانی مدیون مخالفان ناخالص و بی سلیقه ایست که ابن الوقت خویش هستند و بیش از آنکه جانفشان انقلاب باشند، از فرصت های انقلاب برای خود نام و نان می جویند و اسلام و ارزشهای دینی را تا جایی مقدّس و لازم الاجرا می دانند که لطمه ای به پرستیژ و اعتبار آنها وارد نسازد و یا مزاحم آرامش و سایه نشینی آنها نشود!

انتخابات این دوره گذشت و روحانی همچنان رئیس جمهور باقی ماند. اما من هرگز از آنچه به دنبالش بودم شرمنده و پشیمان نیستم. بیش از آنکه مأیوس باشم، متأثر و دلگیرم و فکر میکنم خدای حکیم و علیم، کتاب تقدیر ما را باز هم با جوهری از جنس استقامت و شکیبایی و صبر، تقریر فرموده است و انگار قرار است ذات اقدس پروردگار دوباره گوهر طاعت و اطاعت ما را در کورۀ آزمونِ خویش بگدازد و فولاد غیرت و بصیرت مان را در آتش حوادث زمان آبدیده تر ببیند!

و تردیدی ندارم که پیروان راستین آل علی (ع) را با آتش گداخته از صبر، آفریده اند، همه می دانند که حقیقت طلبان تاریخ، به خانه نشینی های ناشی از خیانت عادت دارند و حلاوتِ ایمان و جوانمردی را همواره با طعم تلخ مرارت و صبر چشیده اند. عاشورا زادگان تاریخ نیز، تکلیف پذیری خویش را در نبرد های به ظاهر شکست بارها و بارها آزموده اند. ما نیز بقیة السّیفِ ظهرِ خون افشانِ همان عاشورائیم که هرگز سر بر آستان تباهی و ستم نمی سائیم. هرگز، از آنکه ما را برانند، واهمه نداریم و از آنکه ما را در مسیر عشق به مقتدایمان با تیغ توهین و تهمت و افترا به مسلخ کشانند نمی هراسیم. هرکجای عالم که باشیم، فریاد حق طلبی را علیه زیاده خواهان و حاکمانِ ظلم و جور سر خواهیم داد.

آقای روحانی نیز بداند که در چهار سالۀ دوم ریاستش، راه دشوارتری را در پیش رو خواهد داشت و چاره ای ندارد جز اینکه گفتارش، رفتارش و نگاهش را با آرمانهای انقلاب و رهنمود های حضرت امام و رهبری همسان سازد و دست خائنین را از بیت المال مسلمین کوتاه نماید. در غیر این صورت نیش قلم و تیغ زبان ما سوزنده تر از گذشته و تیزتر از همیشه خواهد بود. ان شاءالله.

 

 

 

 

 

از دیروز ساعت 6 صبح تا امشب ساعت 9 یکسره بیدار و در حال کار بودم. شدیداً نیاز به استراحت دارم. حالی داشتید. کمی برام دعا کنید.

 

قرار بود پست های انتخاباتی این وبلاگ بعد رأی گیری حذف شود، اما به توصیۀ یکی از دوستان، مجدداً آنها را برای یک هفته به نمایش گذاشتم.

 

+ انتهای ناامیدی، اولِ امیدهاست           دست و پا از کار چون افتاد، بال و پر شود.( جناب صائب)

 

 

 

 

۵ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۲۵
رئوف

 

سه هفته ای می شود که بندۀ و همسرم، خانه و کاشانه و کار را رها کرده و انرژی و وقتمان را وقف پیروزی جناب آقای رئیسی کرده ایم. خدا قبول کند هدف ما از این خدمت فشرده، دو چیز است:

  1. پاکسازی دستگاههای اجرایی و سیاسی کشور از شرّ تکنوکرات های فاسد، دزد، حقه باز و دروغگو
  2. تغییر وضع موجود به نفع معیارهای قانونی، حاکمیت ارزشها و رفتارهای ساختارمند.

 

 

 

 

+ این ها را گفتم تا بعد از انتخابات حرف مهم تری را بگویم.

+ نظر سنجی های معتبر نشان می دهد که آرای جناب آقای رئیسی، از روز سه شنبه رشد فزاینده ای داشته که اگر به همین صورت پیش رود، ان شاءالله با مدد الهی و به برکت حضور مردم، نتیجۀ انتخابات در دور اول به نفع آقای رئیسی یکسره خواهد شد.

+ شاید این آخرین پست انتخاباتی من باشد. 

+ بعد از رأی گیری  پست های انتخاباتی این وبلاگ حذف خواهند شد.

 

 

 

 

 

پ.ن: برای من غیر قابل تحمل است که میلیون ها جوان ایرانی با داشتن مدرک تحصیلی معتبر، بیکار باشند، اما، آقای روحانی با مدرک قلابی، رئیس جمهور مملکت باشد!! 

 

 

 

 

 

۵ نظر ۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۴۱
رئوف

 

خبر خوش امروز این بود که آقای قالیباف از نامزدی انتخابات به نفع جناب آقای رئیسی کناره گیری کرده و همۀ وقت و توان و حمایتش را در اختیار ایشان گذاشته است. کاری که هم قابل پیش بینی بود و هم انتظارش را داشتیم...

خبر خوش تر این که امروز، تا آخرین لحظات ائتلاف، آقای رئیسی اصرار می کرد تا به نفع آقای قالیباف کنار برود و آقای قالیباف اصرار می کرد که به نفع جناب رئیسی کناره گیری کند!! ما این پدیده بسیار زیبا را در عالم سیاست برای طرفداران جبهۀ انقلاب به فال نیک می گیریم و امیدواریم بینش ها و تفاهم های این چنینی در سطح مسئولان و مدیران ارشد نظام همیشه رو به زایش و افزایش باشد...

تا آقای قالیباف انصرافش را رسماً به وزارت کشور تسلیم نکند، بعنوان نامزد باقیست و حق تبلیغات رادیویی و تلویزیونی برای ایشان همچنان محفوظ است و این فرصت بسیار خوبی است برای استفاده از ظرفیت صدا و سیما به نفع آقای رئیسی.

اگر دوستداران و هواداران جناب آقای رئیسی، هرکدوم به اندازۀ یک دهم درصد تلاش کنند و مردم را نسبت به بی لیاقتی و خیانت های روحانی آگاه کنند؛ مطمئن خواهیم شد که جناب آقای رئیسی با رأی بسیار بالاتری، کرسی ریاست جمهوری را در اختیار خواهد گرفت. ان شاءالله

تردید ندارم که در دورۀ ریاست جمهوری آقای رئیسی، تغییرات زیر بنایی ارزشمندی در کشور اتفاق خواهد افتاد. بنابراین، از دوستان عزیز و علاقه مندان به انقلاب، خواهش میکنم این فرصت را غنیمت بشمارند و همزمان با کار و تلاش، برای پیروزی آقای رئیسی دعا کنند.

 

 

۱ نظر ۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۵۹
رئوف

 

مناظره های جنجالی نامزدها با همۀ پیام های مثبت و منفی اش به پایان رسید و خدا را شکر که بساط این بازی پرهزینه برچیده شد. در این مناظره ها چه حرفهای حقی که می بایست می گفتند، اما گفته نشد و چه حرفهای ناصوابی که نباید می گفتند، ولی گفتند و چه بسیار حرف هایی که متأسفانه وارونه و دروغ به خورد مردم دادند. تنها موضوعی که در این مناظره ها مغفول مانده بود و انگار دغدغۀ کاندیداها نبود، عزت و اخلاق مداری و دیانت مردم بود و بالعکس تنها چیزی کــه بیش از همه رخ نمایی می کرد، دروغ و تهمت و تزویر بود که ذهن مردم را هدف گرفته بود ودائماً به سمت باور جامعه پمپاژ می شد.

اما من از اولین روز ثبت نام کاندیداها، برایم روشن بود که نباید به آقای روحانی رأی بدهم. چون نسبت به عملکرد دولت و شخصیت رئیس جمهور آنقدر مطالعه داشتم که نیازی به شنیدن مناظره های او نداشتم. در واقع مطمئن بودم که آقای روحانی با هزار مناظره و سخنرانی هم نمی تواند چیزی از یقینم را نسبت به خودش تغییر دهد. اما نظر من در مورد بقیۀ نامزدها:

در مورد سایر کاندیداها، مدعی هستم که نامزدهای فعلی با همۀ احترامی که دارند، برای پست ریاست جمهوری اسلامی ایران(به ویژه دربُعد اسلامی و انقلابی اش) شرایط ایده آل را ندارند. اما با توجه به اهمیت انتخابات و ضرورت حضور فعال در صحنۀ سیاسی کشور، لازم می دانم حتماً گزینه ای بهتر و برتر را انتخاب و به او رأی دهم.

این انتخابات آنقدر مهم است که اگر آقای رئیسی و قالیباف هم نبودند، بنده به هر کس که می توانست مقابل روحانی و جریان بی هویت اصلاحات بایستد، رأی می دادم. یعنی حاضر بودم برای دفع افسد حتی به فاسد هم رأی بدهم. ولی خدا را شکر چنین شرایطی پیش نیامد. الآن هم آرزوی من همین است که حتی المقدور شر روحانی و دار و دسته او از سر این نظام مظلوم برداشته شود. به همین دلیل، دارم تلاش می کنم تا از بین گزینه های موجود، نامزد مورد نظزم را به دوستان و آشنایان معرفی کنم. تا ان شاءالله انتخاب شود. البته یقین دارم که هیچ یک از نامزدهای حاضر، معجزه گر نیستند و شاید نتوانند با شرایط فعلی در وضعیت فرهنگ و اقتصاد و سیاست این جامعه، تحول چشمگیری ایجاد کنند و انواع فسادهای اداری و اقتصادی را آنطور که شایستۀ جمهوری اسلامی هست، از بین ببرند. چرا که معتقدم تغییر وضع موجود و بهبود شرایط کشور از طریق نظام معیوب دموکراسی، فقط با فهم و عزم و مقاومت عمومی امکان پذیر است. پس همین قدر که این نامزدها بتوانند بعد از انتخاب شدن فرهنگ کار و تلاش و مدیریت صادقانه را به جامعه برگردانند، برای ما کافی و قابل قبول خواهد بود.

در مورد انتخاب نامزد، با دلایل متعدد، آقای رئیسی را بر قالیباف ترجیح می دهم. ولی اگر نتیجۀ انتخابات بین آقای قالیباف و روحانی به دور دوم بیانجامد، در آنصورت قالیباف را انتخاب می کنم. اما نکتۀ مهم این است که نه با آقای رئیسی و نه با آقای قالیباف عقد رفاقت همیشگی نمی بندم. بنابراین، هر یک از این دو نامزد که پیروز انتخابات شوند، فقط تا زمانی محبوب من خواهند بود که صادقانه در مسیر خدمت باشند، اما اگر بخواهند خدای ناخواسته، با باندبازی و قبیله بازی و دروغ پردازی و زد و بندهای مرسوم، از مسیر خدمتگزاری منحرف شوند و یا نسبت به حریم ولایت بد عهدی کنند و راه نافرمانی و پنهان کاری را در پیش بگیرند و یا از حرمت شهیدان والامقام به نفع اغراض شخصی و قدرت طلبی خود سوء استفاده کنند، در آن صورت اولین نفری خواهم بود که با کمال افتخار، تیغ انتقادم را به سمت آنها روانه خواهم کرد....

 

 

پ.ن: به امید یک انتخاب خوب و سالم...

 

 

 

۱۵ نظر ۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۰۶
رئوف

 

هر روز، هر لحظه، هرپگاه، سپیدتر می شود حس دیدنت. خوب می شناسم تو را اگرچه ندیدمت. 

در آرزوی نگاه تو ای ماه در محاق، اندوه و گریه و اشکم آشکار شد و غم و آه و حسرتم بی شمار.

 

ای شکوه متجلّی عصمت، در سردی روزهای انتظار و درکوچه های بن بست این دیار، هربار، نام تو را به قیمت جان خریده ام، تلقین کن به من عشق را، به بیابان رسیده ام.

 

مهدی جان، کم است برای تو عاَشقانه ترین پیام من، می دانم که حرارت لب هایت، سایه سار گلستان سبز آرزوهاست! پس نیست باد آن نفس که رهپوی تو نیست و نابود باد آن بهشت که از بوی باورت تهی ست!

 

ای آفتاب حُسن تجلّی؛ ای قائم قبیلۀ منصور، عشق را در خانه ات جا گذاشته ام و این نامه را به شوق تو، با اشک و حسرت و آه نگاشته ام...  

ای آفتاب عالمتاب، اکنون دیگر  از پس سالیان دور برافروز و روح ناب گلاب صلوات مصطفوی را بر سرزمین دلهامان بدمان...

 

 

میلاد فرحناک حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا له الفدا مبارک...

 

 

 

 

 

 

۱ نظر ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۰۱
رئوف

 

​شب دیوانگی و روز سیاهش با من

عاشقان عشق بورزید گناهش با من

 

 

 

 

 

میلاد امام رهایی و عدالت و نور، بر عاشقان ظهور مبارک.

 

 

 

 

 

 

پ.ن: وقتی در جشن میلاد مهدی صاحب الزمان (عج) غرق سرور باشی،دیگر خوشحالی هر تولدی و شادی هر جشنی بی معنی می شود. فرقی هم ندارد که سالگرد تولدتون باشد، یا سالگرد عقدتون و یا سالگرد ازدواج و یا ... !!

 

 

۴ نظر ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۲۳
رئوف

 

اعضای محترم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بعد از کلی سرگردانی و بلاتکلیفی و ندانم کاری، بالاخره اطلاعیه صادر کردند و یک روز زودتر از جبهۀ پایداری، آقای رئیسی را بعنوان نامزد اصلح معرفی کردند، این تصمیم اگرچه دیر هنگام است و شانس پیروزی آقای رئیسی را افزایش نمی دهد، اما از آن جهت که این تشکل مذهبی- سیاسی به نخوت و بی تفاوتی متهم نمی شود، قابل تحسین است. چون شأن جامعه مدرسین اجلّ از آن است که بخواهند در برابر مهمترین نماد سیاسی کشور، یعنی انتخابات بی تفاوت رفتار نمایند!

آقای ناطق نوری که چند سالی هست اصولگرایی اش را فدای چرب و نرم دنیا کرده و از سفرۀ خیانت اصلاح طلبان ارتزاق می کند؛ اخیراً در افاضاتی یواشکی، ورود آقای رئیسی به عرصۀ انتخابات را یک اشتباه سیاسی برای اصولگرایان دانسته و گفته است که حمایت از رئیسی به مصلحت جامعۀ روحانیت و جامعه مدرسین نیست! که البته آقای موحدی در عین سادگی جواب خوبی به او داده است!!

حزب مؤتلفه اسلامی از آقای میر سلیم خواسته است تا طبق قرار قبلی، صحنۀ رقابت را به نفع یکی از کاندیداهای اصولگرا رها کند. اما ایشان انگار دچار توهم شده و چندان تمایلی به کناره گیری ندارد!

اصلاح طلبان بدسابقه، اگرچه روحانی را نامزد اصلی خود نمی دانستند و هنوز هم نمی دانند، اما تلاش می کنند تا به هر شکل ممکن، شرایط پیروزی را برای او فراهم کنند و جهانگیری را برای چهارسال آینده نگه دارند تا هم به روحانی بفهمانند که بدون حمایت آنها هیچ است و هم اقبال مردم به جهانگیری را در انتخابات 1400 قطعی تر کنند. البته برابر نظر سنجی های معتبر، تا امروز آرای جهانگیری به حد قابل قبولی نرسیده است. به همین دلیل برای اصلاحاتی ها تصمیمی بهتر از این وجود ندارد!

این روزها بازار نظر سنجی های انتخاباتی داغِ داغ است که هم از طریق سایت های اینترنتی و هم به شیوه های حضوری انجام می شود. بنظر من نظرسنجی های آشکار و نتایجی را که در فضای مجازی یا در شبکه های اجتماعی منتشر می شود، به هیچ وجه قابل اعتماد نبوده و مقرون به صحت نیستند. اما، آن دسته از نظر سنجی هایی که مؤسسات بیطرف و غیروابسته، هر 48 ساعت یک بار، برای سنجش حقیقی نظرات جامعه (بصورت محرمانه) ارائه می دهند، تا حدودی قابل قبول است و می تواند رویکرد عمومی جامعه و آرای فعلی مردم را مشخص کند.

آقای جهانگیری، که تا دو روز قبل، در اعلام مواضع سیاسی اش دست به عصا حرکت می کرد و وابستگی حزبی اش را آشکار نمی کرد، در سخنرانی دیشب خود رسماً اعلام کرد که پرچم اصلاحات را برافراشته و در مافی الضمیر خود سنگ آنها را به سینه می زند. کاری که حسن روحانی تا حالا جرأت افشای آن را نداشت. این حرف، هم یک پیام مهم دارد برای روحانی که وابستگی اش را به اصلاح طلبان علنی کند و هم پیش زمینه ای خواهد بود برای حضور واقعی جهانگیری در انتخابات سال 1400.

جهانگیری برای اینکه جسارت و گنده گویی های خودش را به هم مسلکی ها و اپوزیسیون خارج از کشور اثبات کند، بی هیچ ضرورتی و بدون هیچگونه دلیل و مدرکی ادعا کرد که کرامت زن و حقوق زنان در جامعه ما پایمال شده است و زنان ایرانی از حقوق خود محروم شده اند! او در مورد اقوام و اقلیت ها هم جوری حرف زد و جوری گارد گرفت که انگار جمهوری اسلامی، با قومیت های کرد و ترک و لر و عرب و بلوچ و... وارد ستیزۀ و جنگ شده و آنها را از تابعیت خود خارج کرده است!!

نظرسنجی های معتبر، حاکی از این است که مجموع آرای آقای رئیسی و قالیباف از مجموع آرای روحانی و جهانگیری بالاتر است و تفاوت فاحشی دارد. اما، هنوز نمی توانیم بگوییم که انصراف یکی از آنها به نفع دیگری مقرون به صواب هست یا خیر؟ بنابراین، حضور همزمان آنها در صحنۀ رقابت، فعلاً خالی از لطف نیست و حتی می تواند اجتناب ناپذیر هم باشد.

 

 

 

پ.ن: اگر نمایشگاه کتاب تشریف می برید، حتماً کارت بانک پر و پیمان همراه داشته باشید. قیمت ها بسی ناباورانه افزایش یافته است.

 

 

 

 

۵ نظر ۱۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۳۵
رئوف

 

امروز، در یکی از آسایشگاه های تهران، به دیدار جانبازان عزیز قطع نخاعی رفته بودیم و حسابی باهاشون حال کردیم. حداقل به اندازۀ یک سال نوری ازشون انرژی و غرور و افتخار گرفتیم. همینکه خواستیم از خدمتشون مرخص بشیم. باخبر شدیم که نمایندگان حضرت ماه هم قرار است وارد شوند. فرصت را مغتنم دانستیم و دیدار را ادامه دادیم تا شاهد ملاقاتشان باشیم.

ماحصل کلام این که، یکی از جانبازان عزیز، چند بیت شعر از فروغی بسطامی را با دست چپ نوشت و داد که از طرف جانبازان خدمت آقا برسانند:

 

عاقلی کز شکن زلف تو دیوانه شود          سر این سلسله باید که محکم دار

آن که کام از لب شیرین تو خواهد، باید      نیش را بر قدح نوش مقدم دارد

من سودا زده، جمعم ز پریشانی دل        کاین پریشانی از آن طرهٔ پر خم دارد

شاکرم شاکر اگر زهر پیاپی بخشد          خوش‌دلم خوش‌دل اگر نیش دمادم دارد

گر مکرر سخن تلخ بگوید معشوق           عاشق آن است که این نکته مسلّم دارد.

 

جانباز خوش ذوق دیگری، پیامش را با یک بیت شعر کلیدی، چند جمله دو وجهی و یک بیت عبرت آموز نوشت و داد تا در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری به دست شیخ حسن برسانند:

 

الهی قفل غفلت را کلیدی

یزید نفس ما را بایزیدی

 

بعضی ها خوب سخن می گویند، اما بعضی ها سخن خوب می گویند.

بعضی ها خوب حرف می زنند. اما بعضی ها حرفِ خوب می زنند.

بعضی ها جفاپیشه را تدبیر می کنند. بعضی ها با تدبیر، جفا را پیشه می کنند!

بعضی ها قدرت را از بیگانه می خرند. بعضی ها با قدرت، بیگانه را می خرند!

 

دلخوش به وعده های یزید زمان مباش

فرزند سعد گندم ری را نخورد و مرد.

 

 

پ.ن: اعیاد بزرگ شعبانیه خیلی مبارک است. قدرش را بدانیم.....

 

+ تنور انتخابات دارد کم کم داغ می شود. اما امروز برای شیخ حسن روز خوبی نبود. سخنرانی انتخاباتی اش در مرقد امام به افتضاح کشیده شد. آنقدر شعار کارگران تند و اعتراض آمیز بود که بالاخره شیخ حسن از کوره در رفت و عصبانیتش را بروز داد.

 

++ شاید صدا و سیما نخواهد و یا نگذارندش شعار ها و حاشیه های مراسم مرقد امام را پخش کند. اما کانال های تلگرامی به زودی آنرا منعکس خواهند کرد.

 

 

۷ نظر ۱۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۰۱
رئوف

 

از شیوه های مرسوم اصلاح طلبانِ خیانت پیشه این است که هر وقت در تنگنای پاسخ دهی گرفتار می شوند، به دروغگویی و تهمت زنی و شانتاژ  تمسک می جویند.

در مناظره امروز، آقای جهانگیری با عصبانیت ناشی از استیصال مدعی بود که به دلیل حمله به سفارت عربستان، چهار میلیون توریست شیعۀ عربستانی را از دست دادیم و مدعی بود که عاملان حمله به سفارت عربستان در ستاد قالیباف حضور دارند! او با این ادعا می خواست بگوید که چهار میلیون شغل از دست ما رفته و عامل بیکاری در کشور، ستاد آقای قالیباف است!!

بنده شخصاً موافق حمله به سفارت دولت خبیث عربستان نبوده و نیستم. ولی بد نیست آقای جهانگیری و رئیس دروغگویش بدانند که:

  1. آمار کل جمعیت شیعه عربستان به چهار میلیون نفر نمی رسد که بخواهد چهار میلیون توریست از دل آن زائیده شود!
  2. در سالهایی که بهترین روابط حسنه  بین ایران و عربستان برقرار بود، سالانه حد اکثر 170000 نفر مسافر از عربستان به ایران تردد می کرد که بخشی از آنها غیر شیعه و از وابستگان سفارت عربستان بودند.
  3. اصولاً دولت عربستان شرایط سفر به ایران را آنچنان سخت کرده است که شهروندانش ترجیح می دهند به ایران سفر نکنند و برای شیعیان عربستان شرایط سفر به ایران به مراتب سخت تر و پرهزینه تر است.

 

 

 

+ کاش آقای قالیباف می دانست  و پاسخ می داد که عمدۀ توریست های عرب تبار ما از کشور های عراق و امارات و کویت و عمان هستند و البته کم و بیشی هم از لبنان و کشورهای دیگر...

 

+ برای من هنوز قابل هضم نیست که چرا اصلاح طلبان از حمله به سفارت عربستان این قدر آشفته می شوند، اما نسبت به فاجعه منا و کشته شدن صدها حاجی مظلوم و بی گناه، ذره ای هم اظهار تأسف نمی کنند!!

 

++ مناظره امروز خیلی دلچسب و امیدوار کننده نبود. ولی خالی از لطف هم نبود. استرس های حسن روحانی در نیم ساعت اول مناظره بسیار دیدنی بود. دوربین ها حالت ترس و اضطراب و لرزه های دستش را بخوبی صبط کردند. امیدوارم بخشی از خیانت هایش در خلال همین مناظره ها بر ملا شود..

 

 

 

۸ نظر ۰۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۴۳
رئوف

 

استخفاف فکر و قربانی خِرَد در پای بت، دو ویژگی بودند و دو امتیاز، در روزگار قحطی اندیشه و در عصر جاهلیت انسان!

شاید، زخم مأیوس زمان با نگاه سرخ انتظار، تنها رونده ای بود که در جست و جوی جرعه ای نجابت، زمین را می نوردید و وادیه ها را می کاوید!

اما کمی آن سوتر، در صحرای خشک حجاز و در کوه نور، چشمه ای از زلال ایمان بود که می جوشید و می تراوید. و آنجا، کاروانسالار بعثت بود که سرمست از بادۀ الست، سروش جاودانۀ بیداری و خیزش را بر بلندای سقف عطش می سرود!

 

 

آن روز، در عصر حاکمیت تیغ و توحّش و جهل، بی هماننده ترین اشارت سبز رسول نور؛ محمد(ص) در اولین کلام، خواندن بود و آموختن! و دیدند و دیدیم که در ضرب آهنگِ کلام وحی، برای رهایی انسان در همۀ عصرها و نسل ها، کلامی نهفته بود از جنس خورشید...که فرمود:

بخوان... همیشه بخوان... خدا را بخوان!

بخوان و بخوان و بخوان.

 

 

+ عید روشنایی و نور بر منتظران ظهور مبارک باد.

 

 

 

۵ نظر ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۵۰
رئوف

 

اندیشمندان و سیاست پیشگانی که تمدن و تکنولوژی غرب را تبلیغ می کنند، قریب دویست سال است که نسل اندر نسل میکوشند تا مبانی انقلاب اسلامی و آموزه های قرآنی را از ریشه بخشکانند و همزمان تلاش می کنند تا به مخالفین و معترضان خود بقبولانند که کارایی دین به پایان رسیده و متولیان تفکر دینی باید لایه های اعتقادی و ایمانی خود را به تیغ اصلاحات آمریکایی بسپارند!

اما، انگار هرچه چرخ زمان جلوتر می رود، فریادگران دین باور نه فقط به اعراض از تمدن غرب، که با پویشی مداوم و استقامتی دوچندان، در ستیز با آن برخاسته و رهایی انسان را از بند تباهی و ستم فریاد می زنند. دین باوران مهدوی هر روز بیشتر از گذشته در تکاپوی آغازی دوباره اند که به سمت باورهای نو از جنس خیزش و رویش گام بر می دارند. آن سان که افق نگاه شان، ذاتاً و ماهیتاً با تمدن بی روح غرب، تفاوتی عمیق و دقیق دارد.

سرآسیمگی و دهشتی که امروز روح و جان انسان مدرن و ماشین زدۀ غرب را می آزارد و او را تا مرز بی هویتی سوق داده است، نشان از یک خیزش عظیم و فراگیردارد. خیزشی که ریشه های فساد انگیز تمدن زور و زر و هرزگی را می سوزاند و رابطۀ انسان با انسان، رابطۀ انسان با خود و رابطۀ انسان با خدا را به سمت آرمانهای معنوی تحول می بخشد و مآلاً دریچه ای از تعالی و کمال نسبت به مبدأ و معاد در برابر دیدگان بشریت می گشاید،  

امروز به جرأت می شود گفت: همانطور که نظم فریبنده و ناپایدار زرسالاران یهودی، بر بخشی از جهان رسوخ کرده و جماعتی از شیوخ شکمباره را هم مجذوب زرق و برق خود کرده است، انقلاب رهایی بخش اسلام نیز یک پدیدۀ فراگیر و بهت آور خواهد بود که وقوع آن در فراسوی مکان باروی باورهای نا بارور را فرو خواهد ریخت و آموزه های شفا بخش آن شرق و غرب عالم را فرا خواهد گرفت. به امید آن روز.

 

* مصرعی از حافظ عزیز.

 

 

 

 

پ.ن:

می خواهم با همین رویکرد به استقبال انتخابات بروم!

اگر در انتخابات ها نمی توانیم حرکتی رو به جلو داشته باشیم، سعی کنیم پس رفت هم نداشته باشیم!

ان شاءالله فهیم باشیم و دربهبود اوضاع جهان سهیم!

پی ریزی انقلاب جهانی اسلام، با شکم سیری و عافیت طلبی ما محقق نخواهد شد!

 

 

 

۲ نظر ۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۳۹
رئوف

 

خدا را شکر که جبهه اصولگرایی به یک تصمیم نسبتاً منطقی و مناسب دست یافت. امیدوارم این خط صحیح را تا آخر انتخابات حفظ کنند و به آنچه در ادامۀ مسیر، متعهد شده اند، پای بند باشند و هر گونه تصمیم‌های بعدی را نیز با عقل جمعی پیش ببرند. اما چند نکته:

  1. بنا به اعتقاد اکثریت صاحب نظران و آگاهان سیاسی، آقای احمدی نژاد و نوچه‌اش بقایی رد صلاحیت خواهند شد و کسانی که مورد تأیید قرار می گیرند، با ذکر اسامی، بیش از شش نفر نخواهند بود!! (خواهشاً اگر فردا غیر از این اتفاق افتاد، بنده را مؤاخذه نفرمایید)
  2. برابر نظر سنجی هایی که تا این مرحله توسط مؤسسات وابسته به اصلاح طلبان بعمل آمده است، اقبال عمومی به آقای روحانی نسبت به دورۀ قبل، کاهش چشمگیری داشته است. به همین دلیل، با وساطت بعضی سران اصلاحات، آقای روحانی در دقیقۀ 90 پذیرفته است که آقای جهانگیری بعنوان نامزد دوم اصلاحات ثبت نام کند.
  3. آقای قالیباف قصد کاندیداتوری نداشتند، اما، بعد از ثبت نام جهانگیری، تصمیم اصولگرایان بر این شد که ایشان هم بعنوان نامزد دوم در جبهه اصولگرایی وارد عرصه انتخابات شود.
  4. قرار جبهه اصلاحات بر این است که در آخرین روزهای منتهی به انتخابات، چنانچه بر اساس نظرسنجی های روز، شکست روحانی محرز شود، ایشان به نفع جهانگیری کنار برود و در غیر این صورت، جهانگیری، عرصه را به روحانی واگذار کند.
  5. در جبهه اصولگرایی نیز بر اساس نظر سنجی ها، مقبولیت آقای رئیسی تا امروز بسیار بالاتر از قالیباف است. به همین دلیل، وضعیت آنها نیز مشابه جناح مقابل طراحی شده و به همان رویه دنبال خواهد شد.

 

 

+ جهت اطلاع همراهان و عزیزان وبلاگی، بنده هم مانند خیلی از دوستان خوبم، چهرۀ صد در صد مطلوبم را در بین نامزد ها نمی بینم، اما بعد از سنگین و سبک کردن کاندیداها و با  توجه به شرایط موجود، اولویت انتخابم آقای رئیسی و در صورت کناره گیری ایشان، لاجرم آقای قالیباف خواهد بود. هرچند که بصورت کلی، معتقدم که در این دوره، بخاطر عدم کفایت دولت اعتدال و به دلیل دزدی ها و خیانت هایش، هر نامزدی که انتخاب شود، قطعاً و یقیناً بهتر از شخص روحانی خواهد بود. حتی اگر میرسلیم مشکوک و یا جهانگیری اصلاحاتی باشد....

 

 

 

پ.ن:

این روزها بازار گمانه زنی های انتخاباتی داغ داغ است. علاوه بر گمانه زنی های آبکی و تحلیل های مغرضانه که عموماً توسط رسانه های حامی دولت و ضد انقلاب خارجی منتشر می شود. بعضی اخبار کذب در فضای رسانه ای کشور، علیه دو کاندیدای مطرح در جبهه اصولگرایی نیز بسیار حجیم و شکننده است که تخریب ها و نسبت های ناروا، علیه شخص آقای رئیسی، بسی سنگین تر و ناجوانمردانه تر منتشر می شود.

.

.

۹ نظر ۲۸ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۲
رئوف

 

کاش اجازه داشتم اسم اصولگرایی را از شناسنامه تمام گروه ها و جریان‌های سیاسی حذف می کردم. کاش می‌شد به کار سیاسی و سیاسی‌کاری همه کسانی که به اسم اصولگرایی، سیاست بازار خود را تنظیم می کنند، مهر پایان می‌زدم. کاش می‌توانستم مردم مظلوم را از شر حماقت‌ها و ندانم کاری‌های این جماعت بد سلیقه نجات می‌دادم. جماعتی که پای سیاستشان همیشه می‌لنگد و چرخ دین و دنیای‌شان مدام بر مدار خودمحوری و ناباوری می‌چرخد.

 

 

 

 

 

+ مخاطب این پست مدعیانی هستند که هیچگاه در اصول خود به وحدت نمی رسند، چرا که اصولاً شاکلۀ رفتارشان از اول غیراصولی شکل کرفته است!

 

++ ما را به خیر جماعت جمنا امید نیست. بگویید شر نرسانند...

 

 

 

۱۰ نظر ۲۴ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۰
رئوف