الــرقـــیـم

استقامت در مسیر انتظار

الــرقـــیـم

استقامت در مسیر انتظار

الــرقـــیـم

...................... هوالودود .....................

به پاتوق دلدادگی ها و دلباختگی های رئوف
خوش آمدید. این جا، پاتوقی هست برای
افروختن، سوختن و ساختن.
در پاتوق دلدادگی ها، نه حرف اضافه است
و نه جای گزافه. فقط مجالی هست بـرای
قلمی کردن برخی دانسته هـا و ندانسته هـا
بر پایـۀ بایسته هـا و نبایسته هـا. کـه گاهی
در لفافـه می آید و گـاهی در تقابل با جهل
و خـرافه.
پاتوق دلباختگی ها نیز، فرصتی هست برای
مغازله و معـاشقه! امـا نه با پـرنسس هـای
بوالهوس و پر از خار و خس! بلکه با معشوقه
های پاک نفس و قدیس های پاکیزه از رجس
و هوس. آن ها که از طهارتِ وجودشان،
عرشیانِ بالانشین، سـر به مغـاکِ خـاک
می سـایند و فرشیانِ خاک آلوده، به مددِ
نفوس شان، بالِ عروج به افلاک می گشایند.

در این پاتوق، روزنـه ای باز است به گلشنِ
اندیشه ها و صدای حنجره ای طنین انـداز
است با بوی بنفشه ها!

فانوس حقایق این پاتوق نیز، با نـگـاهِ سرخِ
شقایق های این دیار مأنوس است و با
فرهنگِ سرخِ شهادت، پیوندی دیرینه دارد.

و این هم ذوق و شــوق و عقیــده و
آرمـان و آرزوی من با چند بیت شعر:

سحر خیزی:
دریاب اگر اهـل دلی، پیش تر از صبح
چون غنچۀ نشکفته نسیم سحری را

زندگی برای خدا:
شادم به مرگ خود که هلاک تو می‌شوم
با زندگی خــوشم کــه بمیـرم بــرای تو

تلاش:
از مـا ســراغ منــزل آســـودگی مجــو
چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است.

خطر کردن:
آسـودگی، مقـدمۀ خـوابِ غفلت است
کشتی، به موج خیزِ خطر می بریم ما

بار زندگی
زندگی با هوشیاری زیر گردون مشکل است
تا نگردی مست، این بار گران نتوان کشید

مهدویت:
درین ستمکده، آن شمع تیره روزم من
که انتظارِ نسیم سحر گداخت مرا

عشق:
سر و سامان بدهی یا سر و سامان ببری
قلب من سوی شما میل تپیدن دارد

مرگ سرخ:
درین بساط، به جز شربتِ شهادت نیست
مِی ای که تلخی مرگ از گلو تَوانَد شُست

محرم و عاشورا:
فیض ماه نو، ز شمشیر شهادت می برند
خون، حنای عید باشد کشتگان عشق را

خط شهادت:
گردن مکش ز تیغ شهادت که این زلال
از جویبار ساقی کوثر گذشته است.

امید:
نیستیم از جلوۀ باران رحمت نا امید،
نیمه بذری در زمین انتظار افشانده ایم


پربیننده ترین مطالب

 

 

روزهای سخت و طاقت فرسای انتخابات گذشت. التهاب ها و استرس های جامعه فروکش کرد، بگو مگوهای سیاسی تمام شد. راست و دروغ های خبری و شانتاژهای رسانه ای هم گذشت، عملیات روانی رسانه های داخلی و خارجی اثر خود را گذاشتند و هرکس را به هر تصمیمی که باید می رساندند، رساندند. نتیجه اش همین شد که دیدید و شنیدید و حالا، نوبت شادی های کاذب بعد از انتخابات است که در خیابان های شمال تهران شروع شده است و معلوم نیست تا کی و تا کجا می خواهد ادامه یابد.

در یکی دو هفته ای که گذشت، افراد تحصیل کرده و شناخته شده ای را می دیدم که سرگردان و بی برنامه در ستادهای اقای روحانی می لولیدند. وقتی از آنها در باره افکار و شخصیت روحانی و عملکرد دولت او می پرسیدم، جوابی نمی دادند و شناختی نسبت به کارهای او نداشتند، فقط حرفشان این بود که رئیسی نباید رأی بیاورد! البته ما هم در جبهۀ مدافعان انقلاب این روزها همین وضع را داشتیم و تلاش می کردیم که روحانی برود. اما خواستۀ ما از روی شناخت بود و به خاطر دهها هدف بلند و بخاطر برگرداندن قطار مدیریت کشور به ریل انصاف و مروت و غیرت. بخاطر باز آفرینی کار و تلاش و پاکدستی در عرصۀ تولید و اقتصاد کشور بود، بخاطر جلوگیری از تاراج سرمایه های ارزشمند ایران اسلامی توسط تکنوکرات های ترسو و بی عرضه بود. بخاطر اینکه دیگر شاهد تحقیر مردم خوب مان در برابر کدخدایان زور و زر و تزویر نباشیم. بخاطر اینکه بیش از این، گستاخی تعدادی عرب وهابی بی ریشه را علیه مقدسات مان نبینیم و نشنویم، برای اینکه مارک بی شناسنامه و بیسوادی بر پیشانی ما نزنند و حوالۀ جهنم مان ندهند، برای اینکه ذخائر نفتی ما را به جیب برادر و فامیل و قبیلۀ هزار فامیل خود نریزند و محنت و رنج را بر سفرۀ کارگران و مستمندان و روستانشینان نگذارند، بخاطر اینکه در کشور لاله های آغشته به خون، مجبور به اجرای سند پلید و مستهجن 2030 نباشیم و بخاطر اینکه مشتی وادادۀ غربگرای مال اندوز، ما را مثل خود بزدل و فرومایه فرض نکنند و ما را از سایۀ خیالی جنگ نترسانند!!

اما یقین دارم که رأی آوردن آقای روحانی بیش از آن که بخاطر هوش و لیاقت و مدیریت و تدبیر و شایستگی خودش باشد، در وهلۀ اول مرهون حیله و تزویر و سیاست کسانی است که او را به شیوه ای فریبا آرایش کرده و مهارت زبان و بیانش را علیه اصول و ارزشهای انقلاب هدایت می کنند و در مرتبۀ دوم، آقای روحانی مدیون مخالفان ناخالص و بی سلیقه ایست که ابن الوقت خویش هستند و بیش از آنکه جانفشان انقلاب باشند، از فرصت های انقلاب برای خود نام و نان می جویند و اسلام و ارزشهای دینی را تا جایی مقدّس و لازم الاجرا می دانند که لطمه ای به پرستیژ و اعتبار آنها وارد نسازد و یا مزاحم آرامش و سایه نشینی آنها نشود!

انتخابات این دوره گذشت و روحانی همچنان رئیس جمهور باقی ماند. اما من هرگز از آنچه به دنبالش بودم شرمنده و پشیمان نیستم. بیش از آنکه مأیوس باشم، متأثر و دلگیرم و فکر میکنم خدای حکیم و علیم، کتاب تقدیر ما را باز هم با جوهری از جنس استقامت و شکیبایی و صبر، تقریر فرموده است و انگار قرار است ذات اقدس پروردگار دوباره گوهر طاعت و اطاعت ما را در کورۀ آزمونِ خویش بگدازد و فولاد غیرت و بصیرت مان را در آتش حوادث زمان آبدیده تر ببیند!

و تردیدی ندارم که پیروان راستین آل علی (ع) را با آتش گداخته از صبر، آفریده اند، همه می دانند که حقیقت طلبان تاریخ، به خانه نشینی های ناشی از خیانت عادت دارند و حلاوتِ ایمان و جوانمردی را همواره با طعم تلخ مرارت و صبر چشیده اند. عاشورا زادگان تاریخ نیز، تکلیف پذیری خویش را در نبرد های به ظاهر شکست بارها و بارها آزموده اند. ما نیز بقیة السّیفِ ظهرِ خون افشانِ همان عاشورائیم که هرگز سر بر آستان تباهی و ستم نمی سائیم. هرگز، از آنکه ما را برانند، واهمه نداریم و از آنکه ما را در مسیر عشق به مقتدایمان با تیغ توهین و تهمت و افترا به مسلخ کشانند نمی هراسیم. هرکجای عالم که باشیم، فریاد حق طلبی را علیه زیاده خواهان و حاکمانِ ظلم و جور سر خواهیم داد.

آقای روحانی نیز بداند که در چهار سالۀ دوم ریاستش، راه دشوارتری را در پیش رو خواهد داشت و چاره ای ندارد جز اینکه گفتارش، رفتارش و نگاهش را با آرمانهای انقلاب و رهنمود های حضرت امام و رهبری همسان سازد و دست خائنین را از بیت المال مسلمین کوتاه نماید. در غیر این صورت نیش قلم و تیغ زبان ما سوزنده تر از گذشته و تیزتر از همیشه خواهد بود. ان شاءالله.

 

 

 

 

 

از دیروز ساعت 6 صبح تا امشب ساعت 9 یکسره بیدار و در حال کار بودم. شدیداً نیاز به استراحت دارم. حالی داشتید. کمی برام دعا کنید.

 

قرار بود پست های انتخاباتی این وبلاگ بعد رأی گیری حذف شود، اما به توصیۀ یکی از دوستان، مجدداً آنها را برای یک هفته به نمایش گذاشتم.

 

+ انتهای ناامیدی، اولِ امیدهاست           دست و پا از کار چون افتاد، بال و پر شود.( جناب صائب)

 

 

 

 

۵ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۲۵
رئوف
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۴۱
رئوف
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۵۹
رئوف
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۰۶
رئوف

 

هر روز، هر لحظه، هرپگاه، سپیدتر می شود حس دیدنت. خوب می شناسم تو را اگرچه ندیدمت. 

در آرزوی نگاه تو ای ماه در محاق، اندوه و گریه و اشکم آشکار شد و غم و آه و حسرتم بی شمار.

 

ای شکوه متجلّی عصمت، در سردی روزهای انتظار و درکوچه های بن بست این دیار، هربار، نام تو را به قیمت جان خریده ام، تلقین کن به من عشق را، به بیابان رسیده ام.

 

مهدی جان، کم است برای تو عاَشقانه ترین پیام من، می دانم که حرارت لب هایت، سایه سار گلستان سبز آرزوهاست! پس نیست باد آن نفس که رهپوی تو نیست و نابود باد آن بهشت که از بوی باورت تهی ست!

 

ای آفتاب حُسن تجلّی؛ ای قائم قبیلۀ منصور، عشق را در خانه ات جا گذاشته ام و این نامه را به شوق تو، با اشک و حسرت و آه نگاشته ام...  

ای آفتاب عالمتاب، اکنون دیگر  از پس سالیان دور برافروز و روح ناب گلاب صلوات مصطفوی را بر سرزمین دلهامان بدمان...

 

 

میلاد فرحناک حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا له الفدا مبارک...

 

 

 

 

 

 

۱ نظر ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۰۱
رئوف

 

​شب دیوانگی و روز سیاهش با من

عاشقان عشق بورزید گناهش با من

 

 

 

 

 

میلاد امام رهایی و عدالت و نور، بر عاشقان ظهور مبارک.

 

 

 

 

 

 

پ.ن: وقتی در جشن میلاد مهدی صاحب الزمان (عج) غرق در سُرور باشی،دیگر خوشحالی هر تولدی و شادی هر جشنی بی معنی می شود. فرقی هم ندارد که سالگرد تولدتون باشد، یا سالگرد عقدتون و یا سالگرد ازدواج و یا ... !!

 

 

۴ نظر ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۲۳
رئوف
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۳۵
رئوف
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۰۱
رئوف
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۴۳
رئوف

 

استخفاف فکر و قربانی خِرَد در پای بت، دو ویژگی بودند و دو امتیاز، در روزگار قحطی اندیشه و در عصر جاهلیت انسان!

شاید، زخم مأیوس زمان با نگاه سرخ انتظار، تنها رونده ای بود که در جست و جوی جرعه ای نجابت، زمین را می نوردید و وادیه ها را می کاوید!

اما کمی آن سوتر، در صحرای خشک حجاز و در کوه نور، چشمه ای از زلال ایمان بود که می جوشید و می تراوید. و آنجا، کاروانسالار بعثت بود که سرمست از بادۀ الست، سروش جاودانۀ بیداری و خیزش را بر بلندای سقف عطش می سرود!

 

 

آن روز، در عصر حاکمیت تیغ و توحّش و جهل، بی هماننده ترین اشارت سبز رسول نور؛ محمد(ص) در اولین کلام، خواندن بود و آموختن! و دیدند و دیدیم که در ضرب آهنگِ کلام وحی، برای رهایی انسان در همۀ عصرها و نسل ها، کلامی نهفته بود از جنس خورشید...که فرمود:

بخوان... همیشه بخوان... خدا را بخوان!

بخوان و بخوان و بخوان.

 

 

+ عید روشنایی و نور بر منتظران ظهور مبارک باد.

 

 

 

۵ نظر ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۵۰
رئوف

 

اندیشمندان و سیاست پیشگانی که تمدن و تکنولوژی غرب را تبلیغ می کنند، قریب دویست سال است که نسل اندر نسل میکوشند تا مبانی انقلاب اسلامی و آموزه های قرآنی را از ریشه بخشکانند و همزمان تلاش می کنند تا به مخالفین و معترضان خود بقبولانند که کارایی دین به پایان رسیده و متولیان تفکر دینی باید لایه های اعتقادی و ایمانی خود را به تیغ اصلاحات آمریکایی بسپارند!

اما، انگار هرچه چرخ زمان جلوتر می رود، فریادگران دین باور نه فقط به اعراض از تمدن غرب، که با پویشی مداوم و استقامتی دوچندان، در ستیز با آن برخاسته و رهایی انسان را از بند تباهی و ستم فریاد می زنند. دین باوران مهدوی هر روز بیشتر از گذشته در تکاپوی آغازی دوباره اند که به سمت باورهای نو از جنس خیزش و رویش گام بر می دارند. آن سان که افق نگاه شان، ذاتاً و ماهیتاً با تمدن بی روح غرب، تفاوتی عمیق و دقیق دارد.

سرآسیمگی و دهشتی که امروز روح و جان انسان مدرن و ماشین زدۀ غرب را می آزارد و او را تا مرز بی هویتی سوق داده است، نشان از یک خیزش عظیم و فراگیردارد. خیزشی که ریشه های فساد انگیز تمدن زور و زر و هرزگی را می سوزاند و رابطۀ انسان با انسان، رابطۀ انسان با خود و رابطۀ انسان با خدا را به سمت آرمانهای معنوی تحول می بخشد و مآلاً دریچه ای از تعالی و کمال نسبت به مبدأ و معاد در برابر دیدگان بشریت می گشاید،  

امروز به جرأت می شود گفت: همانطور که نظم فریبنده و ناپایدار زرسالاران یهودی، بر بخشی از جهان رسوخ کرده و جماعتی از شیوخ شکمباره را هم مجذوب زرق و برق خود کرده است، انقلاب رهایی بخش اسلام نیز یک پدیدۀ فراگیر و بهت آور خواهد بود که وقوع آن در فراسوی مکان، باروی باورهای نا بارور را فرو خواهد ریخت و آموزه های شفا بخش آن شرق و غرب عالم را فرا خواهد گرفت. به امید آن روز.

 

* مصرعی از حافظ عزیز.

 

 

 

 

پ.ن:

می خواهم با همین رویکرد به استقبال انتخابات بروم!

اگر در انتخابات ها نمی توانیم حرکتی رو به جلو داشته باشیم، سعی کنیم پس رفت هم نداشته باشیم!

ان شاءالله فهیم باشیم و دربهبود اوضاع جهان سهیم!

پی ریزی انقلاب جهانی اسلام، با شکم سیری و عافیت طلبی ما محقق نخواهد شد!

 

 

 

۲ نظر ۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۳۹
رئوف
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۸ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۲
رئوف
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۴ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۰
رئوف

 

تا آغاز ثبت نام کاندیداهای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری فرصت چندانی باقی نمانده است.  طبق معمول، فعالان سیاسی در چنین روزهایی تلاش می کنند تا کاندیدای مورد نظر خود را به میدان رقابت بفرستند و در معرض انتخاب مردم قرار دهند. به همین بهانه بد نیست نگاهی داشته باشیم به وضعیت چند گروه سیاسی کشور و از درون نظاره گر حال و روز آن ها باشیم.

 

اول: جریان اصولگرایی

جریان اصولگرایی همانند سال های قبل، گرفتار بیماری انشقاق است که گاهی به کجراهه می رود و گاهی نسخۀ شفای خویش را گم می کند. بعنوان مثال:

  • شاخه ای از این جناح که علی لاریجانی آن را نمایندگی می کند، مشخصاً از مقطع تصویب برجام در مجلس، تغییر موضع داده و عملاً به سمت دولت روحانی و تکنوکرات ها گرایش پیدا کرده اند! رفته اند تا در دامن محبتِ اعتدال، از چرب و نرم  زندگی بی بهره نمانند.
  • جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در گذشته نه چندان دور، وزنۀ اصلی اصولگرایان به شمار می رفت، این بار سازِ یأس را در سایۀ سکوت به صدا درآورده و ترجیح می دهد که در این دوره، از هیچ کاندیدایی حمایت نکند و حتی از همفکری با اصولگرایان نیز در جلسات مشورتی مضایقه فرماید! تا شاید فارغ از قیل و قال سیاست، درس و دعای خویش را در کنج خلوت، رونقی مضاعف ببخشد!
  • جبهه پایداری که بالاخره ضعف و ناتوانی اش در حفظ آرمانهای اصولگرایی برملا گردید، این روزها بجای جبران مافات، بی رمق و بی انگیزه دست روی دست گذاشته و منفعلانه به انتظار معجزه نشسته است!!
  • تشکّل جدیدِ جمنا که برآیند تصمیم گیری عاقلانه جمعی از چهره های شاخص اصولگرایی محسوب می شود و نمایندگی چند گروه قدیمی مثل جامعه روحانیت و مؤتلفه و امثال این ها را نیز بصورت آشکار و پنهان پشتوانۀ خود دارد، این روزها اگرچه با رأی گیری چالش برانگیز خود، کاندیداهای اولیه را شناسایی کرده است، اما هنوز رضایت همۀ شخصیت های این طیف را فراهم نکرده و تا رسیدن به تفاهم کامل، راه درازی را در پیش دارد.

 

دوم: جریان خائن اصلاحات

این جریان به اصطلاح روشنفکر که از چند گروه استحاله شده و ناهمگن شکل گرفته است، اگرچه به ظاهر با جناح حاکم، همسویی نشان می دهد و منافع سیاسی و اقتصادی خود را مزوّرانه در کنار آنها تعقیب می کند، اما در درون خود با چند ابهام و نقطه ضعف بزرگ مواجه است که حضور مستقل و آشکار آن ها را در انتخابات، سخت و تا حدودی ناممکن کرده است. به همین دلیل اعضای اصلی آنها ترجیح می دهند برای بازسازی و بازشناسی خود، فعلاً زیر چتر اعتدالگرایان باقی بمانند و هوس جدایی و استقلال نکنند. مگر اینکه شرایط به نفع آنها تغییر کند و آنگاه فرد دیگری غیر از روحانی را برای خود برگزینند و یا با محصور کردن روحانی، سهم بیشتری را در قدرت از وی مطالبه نمایند!!

 

سوم: جریان اعتدالگرای دولت

شیخ اعتدال که خود را حاکم بر کشور می داند و همۀ ابزار لازم برای تبلیغات را در اختیار دارد، با دو ضعف جدی مواجه است. که هم از درون وجودش را پوکانده و هم از بیرون او را گرفتار بیم و هراس کرده است!

ناکارآمدی اقتصادی (به ویژه در امر اشتغال، تولید و مسکن) سوء مدیریت، ناپاکی مالی، پنهان کاری، دروغ گویی، عدم موفقیت در سیاست خارجی، تحقق نیافتن وعده ها، اختلاس های کلان، ترس از عدم تأیید صلاحیت شورای نگهبان، ترس از خیانت ناگهانی اصلاح طلبان، نداشتن برنامه و بالاخره اختلاف نظر بعضی از اعضای فعلی دولت با رئیس جمهور، از جمله ضعف های بزرگی هستند که جریان پوکیدۀ اعتدال را برای دورۀ جدید انتخابات، به شدت دچار وحشت و اضطراب کرده است. به همین دلیل، این گروه بیمار و فرسوده، اگرچه تمام قد برای حضور در انتخابات خیز برداشته است، اما احساس می کند که با آمدن یک رقیب جدّی (چه از طیف اصولگرایان و چه از تبار اصلاح طلبان) شانس پیروزی در انتخابات را از دست خواهد داد. از این رو، دارد خود را به آب و آتش می زند تا به هر قیمتی که هست، یک بار دیگر مسند ریاست جمهوری را برای خود محفوظ نگه دارد!

 

 

چهارم: جریان معلوم الحال موسوم به احمدی نژاد

به نظر من فردی مثل بقایی آن قدر حقیر و بی مقدار است که نمی شود او را بعنوان گروه یا جریان سیاسی نامگذاری کرد. در حقارت این شخص همین بس که فرد بی صلاحیت و منفوری مثل مشایی را بتِ پرستش خود می داند و متأسفانه مثل برده از او حساب می برد!! رابطه بقایی و مشایی همانند رابطۀ ارباب و نوکر است. به همین دلیل کراهت دارم که نام او را در بین واژه ها تکرار کنم. اما، احمدی نژاد بعنوان یک عنصر جنجالی و بی نزاکت، قصد دارد با پوششِ حمایت از بقایی و با مطرح کردن برخی نارسایی ها در نظام تصمیم گیری کشور، جمهوری اسلامی را گرفتار فتنه ای جدید کند و مشخصاً از شخص ولی فقیه و مرجعیت شیعه انتقام بگیرد...!!

 

 

 

 

 

پ.ن:

اینکه جریان اصولگرایی در نهایت به گزینۀ واحدی می رسد یانه؟ و آیا تصمیم اخیر جمنا در مورد آقای رئیسی تصمیم درستی هست یانه؟ و اینکه تکلیف کاندیداهای منفرد اصولگرا چه خواهد شد و چه تدبیری باید اندیشیده شود؟ مقوله ای است که شاید روز های آینده چند سطری در باره اش بنویسم.

 

 

+ شاید در مورد احمدی نژاد هم چیزکی بنویسم.

 

 

 

۵ نظر ۱۹ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۴۹
رئوف

 

دلا بنشیـــن کنـــــــار جویبــاران       تماشا کن شکوه سبزه زاران

ببین با بوی گل پیچیده در دشت      صـدای دانــه های سبز باران

 

تعطیلات نوروز تمام شد!

و حالا هوای تهران دوباره دارد رنگ لودگی و آلودگی می گیرد. دارد سموم سیاسی و ویروس ولنگاری اش در فضا پراکنده میشود. دارد هوای فسانه ای و رسانه ای اش، هوای پاک ملت را یک جا هوا می کند!

حالا بماند که در بهار لطیف این روزها، هوای انتخاباتی تهران اصلاً عطر شکوفه و شبنم ندارد و بماند که سلام و کلام و پیام روحانی اش هم بسی بوی ریا و گستاخی و غم دارد!

 

این روزها، مردانِ خباثت، دارند وعده های دروغین تدبیر را با لعابِ ریا و تزویر می آرایند و دارند زخم خیانتی را که بر گُردۀ مردم نشانده اند، ماست مالی می کنند. تا دوباره از نمد انتخابات، کلاهی برای خود بدوزند!

این روزها محافل سبز و بنفش و بهارِکی های تهران هم، با حیـــله و دروغ و دغل، دارند به سمتِ کوچـــه هـای هزارتوی هیاهو پیش می روند تا بار دیگر با خدعه و نیرنگ، خواسته های ناشایستۀ خود را بر ناخواسته های شایستۀ امت، تحمیل نمایند و باز هم خوشه های غرور و حضور مردم را به سبدِ انتفاع خود سرازیر کنند!

 

 

 

 

پ.ن:

  1. دوبیتی، کار همین امروز است در دشتستانی نزدیک شهر ری که به زیارت و سیاحت رفته بودیم. مخاطبش بسی عزیز است،
  2. چندروزی افتخار میزبانیِ مهمانانی را داشتیم که در اربعین نوشت های وبلاگ قبلی ذکر خیرشان را نوشته بودم.
  3. بنظرم حماقت و لجاجت احمدی نژاد، کمتر از خیانت اصلاح طلبان نیست..

 

۱۰ نظر ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۲۹
رئوف